وقتی نیمار قصد بازنشستگی داشت!

وقتی نیمار قصد بازنشستگی داشت!

پایگاه خبری فوتبالی - مصدومیت‌های پرتعداد و پرسر‌وصدای نیمار باعث شده این فوق‌ستاره برزیلی به فکر خداحافظی از فوتبال بیفتد؛ موضوعی که به گفته پدرش، ریشه در فشارهای جسمی و روانی سنگینی دارد که طی سال‌های اخیر متحمل شده است.

به گزارش فوتبالی، آسیب‌دیدگی رباط‌های زانو باعث فسخ قرارداد نیمار با الهلال عربستان شد و او پس از بازگشت به سانتوس نیز با مشکلات جسمانی تازه‌ای دست‌وپنجه نرم کرد. با توجه به این‌که نیمار ظاهراً قادر نیست برای مدت طولانی از تخت درمان دور بماند، این بازیکن ۳۳ ساله در مقطعی از خود پرسیده که آیا تحمل این همه رنج برای بدن و ذهنش ارزش ادامه دادن را دارد یا نه.

با این حال، او با وجود درد، به میدان رفت تا به سانتوس در فصل ۲۰۲۵ برای فرار از خطر سقوط کمک کند. بهترین گلزن تاریخ تیم ملی برزیل با ۷۹ گل ملی، همچنان رویای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ را در سر دارد.

نیمار اخیراً بار دیگر تحت عمل جراحی روی زانوی آسیب‌دیده‌اش قرار گرفته، اما یک برنامه توان‌بخشی برای او در حال اجراست و فعلاً تصمیم برای آویختن کفش‌ها به تعویق افتاده است.

پدر نیمار در گفت‌وگو با یک کانال یوتیوبی، در واکنش به افشای خبر آخرین جراحی پسرش گفت: «ما همیشه وضعیت نیمار را زیر نظر داشتیم و مدام سعی می‌کردیم او را از بازی دور نگه داریم. اما او بازیکنی نیست که در زمین دست نگه دارد. نمی‌شود وادارش کرد محتاط باشد. ناگهان می‌بینی عقب زمین می‌آید، مدام توپ می‌خواهد. او فوق‌العاده رقابت‌طلب است. چطور می‌شود چنین بازیکنی را کنترل کرد؟ فقط با دور نگه داشتنش از زمین؛ تنها راه همین است.»

نیمار پدر درباره فشار روانی ناشی از مصدومیت‌ها نیز افزود: «فقط زمانی او را به میدان می‌فرستید که واقعاً خیال‌تان راحت باشد؛ درست مثل الان. او دچار پارگی مینیسک شد. رسانه‌ها خبرش را قبل از این‌که حتی با خودش صحبت کنیم منتشر کردند و ذهنش کاملاً فرو ریخت. در آن لحظه، دیگر نتوانستم حال روحی پسرم را نجات بدهم. این مسائل به‌شدت به او ضربه می‌زند؛ این‌که مردم می‌گویند نیمار دیگر امسال بازی نخواهد کرد. ذهنش کاملاً از هم می‌پاشد.»

او در ادامه درباره تلاش برای منصرف کردن نیمار از خداحافظی گفت: «وقتی به خانه برمی‌گردم، به خانه پسرم می‌روم و می‌پرسم: “پسرم، حالت چطور است؟” نگاهم می‌کند و می‌گوید: “دیگر نمی‌توانم تحمل کنم. بیاید عملش کنیم. بابا، حتی نمی‌دانم اصلاً عمل کردنش ارزش دارد یا نه. برای من تمام است.” وقتی این را گفت، جواب دادم: “تمامه؟ پس چرا عمل کنیم؟ عمل را انجام می‌دهیم و صبر می‌کنیم، سال بعد درباره آینده تصمیم می‌گیریم.” بعد به او گفتم: “اگر می‌خواهی جراحی کنی تا روی ریکاوری‌ات تمرکز کنیم و حالت خوب شود، من کنارت هستم.”»