محرمی: کوبیدن برانکو رسم لوطی‌گری نیست!

محرمی: کوبیدن برانکو رسم لوطی‌گری نیست!

وبسایت رسمی فوتبالی - بخشهای مهم مصاحبه مجتبی محرمی با خبرورزشی را برایتان نقل می‎کنیم:

* بعضی پیشکسوتان پرسپولیس مثل ضیا عربشاهی معتقدند برانکو مربیگری بلد نیست

 اگر برانکو کوچ کردن بلد نبود که نمی‌توانست دو بار پشت سر هم قهرمان لیگ بر ترشود. یک بار نایب‌قهرمان لیگ برتر با تفاضل گل کمتر یا اینکه نایب‌قهرمان آسیا شود. این اتفاقات شانسی نبوده و به لطف دانش این مربی بوده است. شاید اگر پنجره نقل و انتقالات پرسپولیس باز بود می‌توانستیم قهرمان آسیا شویم. کوبیدن برانکو رسم لوطی‌گری نیست. 

* وحید قلیچ هم گلایه کرده بود که برانکو جواب سلام او را گرم نداده است. آیا برانکو با تو هم که به اردو می‌رفتی همین طور رفتار می‌کرد؟ البته با شناختی که ما از برانکو داریم یک انسان جنتلمن و مؤدب است.

راستش را بخواهید من تا به حال کوچک‌ترین رفتار بدی از برانکو ندیده‌ام. او یک مربی باشخصیت است که هر دفعه ما را دیده احترام گذاشته است. من هم آنجا نبودم که ببینم چه اتفاقی بین او و وحید قلیچ افتاده ولی خودم از بعضی بازیکنان پرسپولیس گلایه دارم. 

* چرا؟

جا داشت قبل از بازی دوستانه پرسپولیس با پیشکسوتان بعضی بزرگ‌تر‌های تیم سمت نیمکت ما می‌آمدند ولی نیامدند. اگر بزرگ‌تر‌ها جلو می‌آمدند کوچک‌تر‌ها متوجه می‌شدند پیراهن چه کسانی را پوشیده‌اند و... باز هم ملالی نیست. من برادرانه به بازیکنان بزرگ‌تر پرسپولیس می‌گویم این روز‌ها می‌گذرد و آن‌ها هم بالاخره پیشکسوت می‌شوند و باید احترام کسوت را رعایت کنند. من خودم پیامکی از عادل فردوسی‌پور گلایه کردم!

* طفلکی عادل چرا؟! او چه نقشی در این داستان دارد؟

نه اشتباه نکن! منظورم چیز دیگری است. وقتی استانکو فوت کرد انتظار می‌رفت بیشتر به این مرد پرداخته شود. او حق بزرگی به گردن پرسپولیس و فوتبال ما داشت. 

* خودت هم که اولش با استانکو... 

بله، اولش رابطه ما با دعوا شروع شد، اما مرحوم استانکو چنان پدرانه با من برخورد کرد که شرمنده شدم و تصمیم گرفتم بهترین بازی‌ها را برای او انجام بدهم. 

* اصل داستان دعوا چه بود؟

من تازه از محرومیت سنگین آزاد شده بودم و با پرسپولیس تمرین می‌کردم. استانکو گفت اگر در یک بازی سه یا چهار گل زدیم و جلو بودیم من را به زمین می‌فرستد و حرفی زدم که... 

* چرا سکوت کردی؟

من هم گفتم هر زمان تیمت عقب بود مرا بفرست توی زمین!

* کری خواندی و از قضا در روزی به زمین رفتی که پرسپولیس یک بر صفر عقب بود، اما با حضورت کمک کردی پرسپولیس ۲ بر یک برنده شود.

یادم نیست کدام بازی بود ولی همین اتفاق افتاد و دیگر استانکو به من اعتماد کرد. خیلی چیز‌ها از آن مرحوم یاد گرفتم. خاطرم هست از من به عنوان دفاع آخر در ترکیب پرسپولیس استفاده می‌کرد و کریم یا حسین عبدی هافبک دفاعی بودند. وقتی توپ به من می‌رسید جلو می‌رفتم و اتوماتیک‌وار کریم باقری یا حسین عبدی جای من را پر می‌کردند. در واقع بازیساز می‌شدم و یادش به خیر! روز آخری که داشت از ایران می‌رفت رفتم پیش آن خدابیامرز برای خداحافظی و حلالیت طلبیدم. یک هدیه هم خریدم و برای ایشان بردم. 

*‌چی هدیه خریدی؟

یک روان‌نویس نقره خریدم که همیشه می‌گفت بهترین هدیه‌ای بود که از شاگردانم گرفتم. 

* حالا چرا روان‌نویس؟

چون همیشه سرش توی کاغذ و خودکار بود و... واقعاً ارتش یک نفره بود. خودش آنالیز می‌کرد. خودش طراحی تمرین می‌کرد و خودش هم تمرین می‌داد و همه فن حریف بود. خدا رحمتش کند. سیستم ۱-۶-۳ را استانکو به ایران آورد. 

1984