وبسایت فوتبالی- وب سایت رسمی فوتبالی- شکست استقلال مقابل سایپا در جام حذفی را می توان نقطه آغازی برای بازگشت دوباره این تیم دانست به شرط آنکه عزمی در این تیم برای احیای استقلال وجود داشته باشد در غیر این صورت باید همین امروز دفتر را بست و لیگ را فراموش کرد.
یک- هوادان استقلال سالهاست فصل هایی نظیر این را دیده اند. با منصور پورحیدری،ناصر حجازی و حتی امیر قلعه نویی. پرویز مظلومی می تواند درمورد همه اینها شهادت بدهد. این درست شبیه به یک نوار است که در انتهای هر فصل به انتها می رسد و آنها دوباره آن را برمیگردانند و از نو به آن گوش می سپارند. همه مصاحبه ها و موضع گیری های این مقطع برایشان آشناست. از موضع گیری شخص مدیرعامل تا مربی و بازیکنان. پس عاقلانه نیست با این همه تجربه دوباره از صفر شروع کنند. باید دنبال راه حل ها گشت و مطالبات را از مدیریت باشگاه طلب کرد. این همان پارو زدن در یک نظام مشخص است همان یک ملت یک ضربان قلب ،همان یک رنگ یک ایده.
واقعیت این است که استقلال در این مقطع بیش از هر چیز نیازمند کسب موفقیت های کوچک و پیگیری اصلاحات تدریجی است نه انقلاب. چرا که تجربه ثابت کرده در فوتبال هیچ انقلابی به اندازه اصلاحات موثر نیست و هیچ انقلابی تضمین دستیابی به سعادت نخواهد بود!
دو- اما برای کسب همان موفقیت های کوچک ،نخست باید بحران های تیم را به رسمیت شناخت. استقلال این فصل چند بحران اصلی (main crisis) دارد
مهمترین بحران استقلال امروز ،عدم درک سرمربی تیم از شرایط فرهنگی و اجتماعی ایران و فلسفه هواداری در فوتبال دو قطبی ماست. اگر باخت برای یک مربی حرفه ای در یک لیگ حرفه ای امری طبیعی است(که هست)،اینجا اوضاع با حساسیت های بسیار بالاتری دنبال می شود. از طرفی کنترل رختکن به اندازه دانش مربیگری حائز اهمیت است.«بحران رختکن» ربطی به جدایی چهار بازیکن و یا جذب بازیکن جدید ندارد. تیم بزرگتری میخواهد که با بزرگترهای تیم تعارف نداشته باشد. استقلال امروز دچار خود بزرگ بینی برخی ملی پوشان و بزرگترهایش است. مصداق میخواهید؟ بفرما:
بعد از شکست مقابل سایپا ،شفر با بازیکنان تیم جلسه گذاشته و ضمن تشبیه شرایط پایان این بازی با فینال جام جهانی ۹۴ ،استقلال را با ایتالیای آن روز مقایسه می کند و انتظار دارد بازیکنان با قبول این قیاس ،دوباره آماده مبارزه شوند.صحبت های سرمربی تمام نشده که بازیکن ملی پوش تیم با دوست خبرنگارش تماس میگیرد و با لحنی پر از تمسخر و گلایه می گوید:«این فکر کرده اینجا کجاست؟ایتالیا کیه؟ما در تمرینات هم مشکل داریم»
واقعیت این است که مربی خارجی تراز اول از نان شب برای استقلال واجب تر بوده و هست اما مربی خارجی حتما باید از طرف باشگاه «صیانت»شود وگرنه کارکردش از مربیان متوسط داخلی هم پایین تر می آید و صیانت بدون بزرگتری که دغدغه استقلال و سرمربی خارجی اش را داشته باشد محقق نمی شود!
سه- تقویت کادر فنی بجای تغییر سرمربی یکی دیگر از راههای برون رفت است. همین امروز می شود از بین نامجومطلق و یا روانخواه یکی را به مجموعه کادر فنی اضافه کرد تا هم نیازی به عقد قرارداد دلاری و هزینه آنچنانی نباشد، هم مربی آینده داری را کنار سرمربی خارجی تربیت کرد و هم ضعف فنی تیم را برطرف کرد. این مساله که کادر فنی استقلال بشدت فاقد ایده ،خصوصا در نیمه دوماست بر کسی پوشیده نیست و بیژن طاهری هم مشخصا نتوانسته نقشی شبیه به کریم باقری در پرسپولیس را برای کادر فنی و بازیکنان استقلال بازی کند. اینکه کادر فنی و بازیکنان مدام می گویند«بشدت تحت فشار هستیم» دلیلی ندارد جز مقایسه نتایج تیم با نتایج درخشان تیم رقیب و این بخاطر گم شدن «ایده تیم بودن»در استقلال این فصل است. استقلال خودش را گمکرده خودش را باخته است چرا که فاقد ایده یا فاقد مانیفست است.
«ایده» همان چیزی است که دوبار والنسیای متوسط را به فینال لیگ قهرمانان رسانده و یا یونان را قهرمان یورو کرده است .مطمئنا اگر ایده وجود داشته باشد شانس را هم با خودش می آورد.استقلال باید بفهمد که نیازی نیست بدنبال بازی های تماشایی یا مالکانه برود و یا پیروزی های پرگل را دنبال کند .اینها اوهامی ست که برای فشاربر هواداران استقلال از سوی رسانه هایی که رسما نقش اتاق فکر تیم رقیب را بازی می کنند مطرح می شود وگرنه که این همه استعداد در استقلال امروز تا چند فصل بعد هممی تواند آبی ها را بیمه کند بشرط آنکه واقع بین باشند و آن ایده تیمی را پیدا کنند.
چهار- ختم کلام اینکه هنوز دیر نشده است.می توان از همین لحظه اوضاع را مدیریت کرد بشرط آنکه امیرحسین فتحی تصمیم بگیرد صفایی فراهانی استقلال باشد.مردی که کمپ تیم ملی را به رغم مصاحبه ها وفشارهای رسانه ای ساخت و تیم ملی را به ایویچی سپرد که تمرین با توپ مدیسین بالش سوژه مربیان وطنی از نوع ناصر ابراهیمی شده بود!
یادداشت از سیامک حبیبی/ فوتبالی
2526

استقلال 











