یادداشت ویژه؛ معامله خانه؟ اصلا مثال خوبی برای اثبات تعصب نبود آقای رضاییان!

یادداشت ویژه؛ معامله خانه؟ اصلا مثال خوبی برای اثبات تعصب نبود آقای رضاییان!

پایگاه خبری فوتبالی- یک: دوشنبه شب در برنامه فوتبال برتر، کلماتی مثل عشق و تعصب از سکه افتادند. رامین رضاییان دوشنبه شب مهمان برنامه فوتبال برتر بود و از همان ابتدا، بدون این که مجری مهربان و همراه برنامه از او سوالی بپرسد، نطقی احساسی ایراد کرد که نزدیک به ۱۵ دقیقه طول کشید.

دو: رضاییان به خیال خودش قصد داشت با این صحبت‌های احساسی، با هواداران استقلال صادقانه حرف بزند و به آنها بگوید که مقصر فسخ شدن و عدم تمدید قرارداد او با استقلال، مدیران این باشگاه بوده‌اند نه او!

سه: رضاییان که به شکلی غیرمنتظره، با لحنی خوب و تاثیرگذار صحبت می‌کرد، در این نطق ۱۵ دقیقه‌ای شاید بیش از صد بار از کلمات و عباراتی مثل «به احترام هواداران استقلال»، «تعصب این تیم را کشیدم»، «جون و دلی بازی کردم» و ... استفاده کرد و در این کار آنقدر زیاده‌روی کرد که تاثیر مثبت این جملات قشنگ و هوادارپسند، از بین رفت.

چهار: بیشتر از هر چیزی، رضاییان روی تعصبش به استقلال و عشق به هواداران این تیم مانور داد. تاثیر این مانور و تکرار حرف‌های قشنگ، شاید تا ساعاتی بعد از برنامه روی هواداران استقلال باقی مانده بود اما کم کم سوالاتی در افکار عمومی و ذهن هواداران استقلال به وجود آمد که شاید مجری برنامه باید از او می‌پرسید و نپرسید!

پنج: اما مهم‌ترین سوالی که چند ساعت بعد از پایان برنامه به وجود آمده این است: تعصب و عشق و علاقه به یک تیم، چقدر با قشنگ حرف زدن ثابت می‌شود و چقدر با عمل کردن؟ رضاییان دوشنبه شب، همان رامینِ همیشگی بود. همانی که وقتی بحث مبلغ قرارداد و پیشنهاد به میان می‌آید، تبدیل به یک بازیکن حرفه‌ای می‌شود! او دوباره حرفه‌ای شد و ادعا کرد که مبلغی به باشگاه استقلال پیشنهاد داده اما مدیران این باشگاه حتی پاسخی به این پیشنهاد او نداده‌اند و آنقدر به او بی‌توجهی کرده‌اند که بند فسخ قرارداد او فعال شده است!

شش: رضاییان در پاسخ به این سوال که مبلغ پیشنهادی تو چقدر بود، گفت: «مهم نیست. حتی وقتی می‌خواهیم خانه‌ای معامله کنیم، فروشنده پیشنهادی می‌دهد و خریدار یا قبول می‌کند یا مبلغ خودش را پیشنهاد می‌دهد.» سوالی که پیش می‌آید این است که آیا رضاییان مثال درستی زده و مقایسه درستی انجام داده است؟ آیا کسی که می‌خواهد خانه‌ای بفروشد، مدام از تعصب و عشق و علاقه‌اش می‌گوید؟ آیا سنگینی بار علاقه میلیون‌ها هوادار را روی دوشش احساس می‌کند؟

هفت:
شاید رامین رضاییان نداند اما واقعیت این است که قرارداد بستن بازیکنی که کلماتی مثل عشق و علاقه و شرافت و انسانیت و احترام، لقلقه دهان اوست، با معامله یک خانه، ماشین و هر چیز دیگری تفاوت‌هایی اساسی دارد. نکته دیگر این که بازیکنی که مدعی عشق و تعصب به یک تیم است، در روزهای سخت و در دوران بسته بودن پنجره نقل و انتقالاتی‌اش، باید به کمک تیمش بیاید و از خواسته‌ای که حتی شاید حق او هم باشد، کوتاه بیاید. وگرنه در روزهایی که باشگاه رکورد تاریخ نقل و انتقالات ایران را می‌شکند، قرارداد بستن اصلا کار سختی نیست و جای منت گذاشتن هم ندارد.

هشت:
با احترام به آقای رضاییان که کلماتی مثل انصاف و انسانیت، ورد زبان او هستند، باید گفت که او خودش هرگز انصاف را رعایت نکرد و پاسخ محبت و عشق و علاقه هواداران استقلال را به بدترین و ریاکارانه‌ترین شکل ممکن داد و این تیم را در سخت‌ترین روزهایش تنها گذاشت و رفت. ایرادی ندارد. از رامین بزرگترها هم به استقلال آمده‌اند و نقش عاشق و متعصب را ایفا کرده و در روزهای سخت، این تیم را تنها گذاشته‌اند و رفته‌اند و پشت سرشان را هم نگاه نکرده‌اند.

نه: نکته این جاست که بعد از ۳۴ سالگی، بعید است دیگر فرصتی برای رضاییان پیش بیاید که به تیم‌هایی پرطرفدار و مردمی بپیوندد و در ورزشگاهها مقابل هواداران نمایش بازی کند، اما اگر چنین فرصتی برای او پیش آمد، شاید بهتر باشد که دیگر به دنبال این جور نقش بازی کردن‌ها نباشد و صادقانه به هوادارانش بگوید که علاوه بر عشق و تعصب، پول هم برایش اهمیت دارد.

ده: قطعا بعد از این همه سال و بازی در تیم‌هایی مثل پرسپولیس و سپاهان و استقلال، شناخت شخصیت و رفتار رضاییان کار سختی نیست و او باید بداند که دیگر هیچ کس چیزهایی مثل بغض کردن و مظلوم‌نمایی و نمایش بازی کردن را از او باور نخواهد کرد. بهتر است در هر تیمی که بازی می کند، به اندازه پولی که می‌گیرد تلاش کند و حرفی از تعصب و عشق و علاقه و ... نزند و این مفاهیم را بیشتر از این، از ارزش نیندازد.

یادداشت از نادر نامدار/ پایگاه خبری فوتبالی