پایگاه خبری فوتبالی- دوران دوم ساپینتو در استقلال بسیار جنجالیتر و پرحاشیهتر از دوران اول این سرمربی در استقلال بود.
به گزارش فوتبالی، در روزهای ابتدایی فصل، زمانی که نام فابیو کاریله به عنوان گزینه نیمکت استقلال مطرح شد و ناگهان ریکاردو ساپینتو جای او را گرفت، کمتر کسی تصور میکرد این تصمیم سرآغاز یک فصل پرحاشیه و دوگانه از شخصیت سرمربی پرتغالی باشد. بسیاری ساپینتو را به عنوان یک مربی پرانرژی و البته عصبی میشناختند، اما آنچه در ادامه رخ داد فراتر از یک چهره معمولی از یک مربی پرخاشگر بود؛ استقلال در طول فصل با دو نسخه کاملاً متفاوت از ساپینتو روبهرو شد. کاریله با پیش قراردادی یک میلیون و سیصدهزار دلاری، سیدورف با قراردادی 250 هزاردلاری و ساپینتو با قراردادی 900 هزار دلاری و طلب 500 هزاردلاری قبلی از استقلال، برای باشگاه استقلال، حسابی هزینه تراشیدند.
در ابتدای فصل و در شرایطی که کشور درگیر تنشهای جنگی ۱۲ روزه بود، ساپینتو با موضعی احساسی اعلام کرد حاضر است از مسیر زمینی خود را به ایران برساند تا کارش را در استقلال آغاز کند. همین اظهارات باعث شد مدیران باشگاه از این موضوع به عنوان اهرمی برای کاهش محرومیت سنگین او استفاده کنند و تلاشهایی در این زمینه انجام دهند. در آن مقطع، این رفتار ساپینتو نوعی تعهد و علاقه به باشگاه تعبیر شد و حتی نزد هواداران هم بازتاب مثبتی داشت.
با گذشت زمان و افزایش اختلافات داخلی بین او و علی تاجرنیا، چهره دیگری از ساپینتو نمایان شد؛ او که پس از کنار گذاشته شدن از سوی مدیران، لب به انتقادهای تند گشود، با شروع اختلافات داخلی، سعی کرد سکوت کند تا استقلال زیاد به حاشیه کشیده نشود و او بتواند برای استقلال امتیاز جمع کند. این تغییر رفتار ناگهانی، بیش از هر چیز نشاندهنده عمق اختلاف سلیقه میان او و مدیران باشگاه بود. او کنار زمین کاملا آرام بود و حتی یک بار هم کارت قرمز نگرفت. از درگیری های فصل اول حضورش هم در استقلال خبری نبود اما اختلاف های او با تاجرنیا، کم کم عمیق تر می شد.
در واقع، به نظر میرسید شکاف اصلی بین ساپینتو و مدیرانی مانند مجتبی فریدونی و علی تاجرنیا شکل گرفته و تنها حامی جدی او در ساختار باشگاه، نظری جویباری است؛ مدیری که حتی در میانه فصل هم مانع از اخراج زودهنگام او شد.
با این حال، ریشههای این اختلاف تنها به مسائل فنی یا نتایج تیم یا حتی تیم مدیریتی تاجرنیا محدود نمیشد. یکی از نقاط مهم تنش، به اختلاف نظر بین ساپینتو و کلارنس سیدورف بازمیگشت. چهرهای شناختهشده که حضورش در کنار باشگاه، انتظارات زیادی را ایجاد کرد.
گفته میشد سیدورف و تیم مشاوران همراهش در فرآیند تایید بازیکنان نقش فعالی داشتهاند و همین موضوع باعث شکلگیری نوعی جنگ پنهان میان او و ساپینتو در فضای رسانهای شد. این کشمکشها بهتدریج از پشت پرده به سطح رسانهها راه پیدا کرد و فضای باشگاه را ملتهبتر کرد. در واقع سیدروف و ساپینتو در انتخاب بازیکنان با یکدیگر اختلاف سلیقه داشتند و این ماجرا در بسته شدن قراردادهای نازون جنپو بیشتر خودش را نشان داد.
در این میان، نقش مدیر برنامههای ساپینتو و حتی سیدورف هم قابل توجه بود. ورود این دو به پرونده نقلوانتقالات پیشفصل، پیچیدگیها را دوچندان کرد. روایتهای مختلفی درباره اعمال نفوذ مدیر برنامه سیدورف در جذب بازیکنان خارجی مطرح شد. این در حالی بود که ساپینتو در ماجرای پیوستن آدان، مونیرالحدادی و حتی آسانی نقش مهم و حتی بیشتر از مدیربرنامه خودش ایفا کرد. مسألهای که در نهایت به نارضایتی برخی مدیران باشگاه منجر شد. حتی تاجرنیا هم بهصورت تلویحی به وجود برخی ماجراهای معنادار میان سیدورف و مدیر برنامههای ساپینتو اشاره کرده بود که البته مبهم بود و او زیاد جرات ورود به ماجرای این اختلاف ها را نداشت. گفته می شد ظاهرا در ادامه کار و با در نظر گرفتن منافع مشترک، به نوعی طرفین مصالحه کردند.
اگر به عقب بازگردیم و عملکرد استقلال در بازار نقلوانتقالات را مرور کنیم، بسیاری از اتفاقات معنا پیدا میکند. جذب بازیکنان خارجی بیکیفیت با نظر سیدورف، طولانی شدن روند مذاکرات و در نهایت تحمیل هزینههای سنگین به باشگاه صدای ساپینتو را هم در آورد. حتی در ماجرای سیدحسین حسینی، اول ساپینتو او را خواست و بعد در یک چرخش عجیب او را نخواست و مدیربرنامه اش آدان را به استقلال آورد. همه این ماجراها نشانههایی از یک ساختار تصمیمگیری نامنسجم بودند. استقلال در یکی از پرهزینهترین فصلهای خود، مبالغ قابل توجهی را صرف بازیکنانی کرد که نتوانستند انتظارات را برآورده کنند و عملاً بازدهی فنی قابل قبولی نداشتند و حالا استقلال شانس می آورد که بدون خارجی ها فصل ممکن است برای آبی ها با رتبه اول به پایان برسد.
نکته قابل تأمل اینجاست که در پایان این مسیر پرهزینه، نه چیزی از نمایشهای پرزرقوبرق سیدورف و حلقه رسانهای او باقی ماند و نه از آن شعارهای احساسی و استقلالدوستی ساپینتو. باشگاهی که میتوانست با برنامهریزی دقیقتر، سرمایه خود را به شکلی هدفمند هزینه کند، درگیر تصمیمات مقطعی و بعضاً احساسی شد؛ تصمیماتی که بیشتر از آنکه بر پایه منافع بلندمدت باشند، تحت تأثیر فضای هیجانی و رقابتهای و اختلاف های درونسازمانی شکل گرفتند.
اکنون و با توجه به شرایط اقتصادی پیشرو و احتمال کاهش درآمدها در فصل آینده، به نظر میرسد استقلال با فرض پنجره بسته چالش و بحران بیشتری دارد چرا که نمی تواند بازیکن جدید بگیرد و باید با بازیکنان فعلی اش با قیمتهای گزاف تمدید کند. آن هم در حالیکه برای ریختوپاشهای پرهزینه و جذبهای پرریسک مجالی وجود ندارد و مدیران باشگاه باید به سمت استفاده بهینه از منابع حرکت کنند. شاید این شرایط، فرصتی برای بازگشت به اصول پایهای فوتبال باشد؛ جایی که اعتماد به بازیکنان جوان و سرمایهگذاری روی استعدادهای داخلی میتواند مسیر تازهای را پیش روی استقلال قرار دهد.
در نهایت، فصل پرماجرای استقلال با ساپینتو، بیش از هر چیز یک درس مدیریتی بود؛ درسی درباره اهمیت هماهنگی، شفافیت در تصمیمگیری و پرهیز از دخالتهای چندگانه در امور فنی. اگر این تجربیات به درستی مورد توجه قرار گیرد، شاید آیندهای متفاوت و کمحاشیهتر در انتظار این باشگاه باشد؛ آیندهای که در آن، به جای اختلافات فرسایشی، تمرکز اصلی بر موفقیت در زمین مسابقه باشد.
6621

استقلال 








