یادداشت ویژه؛ داستان تکامل همیشگی گواردیولا

یادداشت ویژه؛ داستان تکامل همیشگی گواردیولا

وبسایت رسمی برنامه نود - زمانی که پپ گواردیولا در سال 2012 بارسلونا را ترک کرد یک سوال مهم درباره او وجود داشت: آیا می‌توانست در جای دیگر موفق شود؟ او در بارسلونا رشد کرد. او توپ‌جمع‌کن نیوکمپ بود، از سیستم جوانان این باشگاه بالا آمد، برای تیم اصلی بازی کرد و کاپیتان شد. پپ بارسلونا و فرهنگش را از تقریبا هرکس دیگری بهتر می‌شناخت. بارسلونا باشگاهی بود که او را ساخت و او کسی بود که توانست باشگاه را یک بار دیگر شکل بدهد. پپ می‌توانست هرجای دیگر بازی کند اما می‌توانست  جای دیگر رشد کند؟

به گزارش وبسایت نود، چهار سال بعد از آن روز، پپ یک بار دیگر با یک تیم دیگر به نیوکمپ برمی‌گردد و این سوال همچنان مطرح است.

اینکه دورانش در بایرن موفقیت‌آمیز بود یا نه هنوز قابل بحث است. سه قهرمانی پیاپی در لیگ یک ناکامی نیست اما با قدرت مالی زیاد بایرن نسبت به رقبا (درآمد 68% بیشتر از دورتموند)، یک موفقیت خارق‌العاده هم نیست. در بالاترین استانداردها هم عدم تواناییِ عبور از نیمه نهایی لیگ قهرمانان نا امید کننده بود. بدترین ضربه، شکست 3 - صفر در نیوکمپ در نیمه نهایی 2015 بود؛ پرس از بالای او جلوی بارسلونا، احمقانه به نظر رسید.

با تمام این کلافگی‌ها در بازی‌های اروپایی، سبک بازی پپ حداقل در درون باشگاه یک حس مثبت نسبت به دوران او باقی گذاشت؛ حتی با تمام درگیری‌هایی که پپ با مدیران و تیم پزشکی بایرن پیدا کرد.

سبک او صرفا کاشتن سبک بارسا در بایرن نبود؛ گواردیولا سازگار شد. احتمالا مهم‌ترین سازگاری او زمانی بود که خاوی مارتینز را به عنوان مهاجم وسط جلوی دورتمند به زمین فرستاد تا از پرس سنگین حریف با پاس‌های بلند عبور کند. او تغییرات بسیاری برای مقابله با سبک آلمانی و علاقه شدید آن‌ها به پرسینگ که اخیرا ایجاد شده، اعمال کرد.

گواردیولا در بارسا هم تکامل را تجربه کرد. منتقدانش که می‌گویند او این تیم را آزاد می گذاشت تا بازی خودش را بکند، ادعای پوچی دارند. مثلا این پپ بود که اتوئو را به سمت راست برد و مسی را در پست مهاجم کاذب قرار داد. بزرگترین مربیان همیشه استاد تکامل بوده‌اند. این پروسه در سیتی هم ادامه دارد.

یک فرضیه وجود دارد که گواردیولا به صورت چرخه‌ای بین تعطیلات ملی و زمستان کار می‌کند. او از فرصت تعطیلی بین بازی‌ها استفاده می‌کند و سبک تیمش را برای چرخه بعد تعیین می‌کند. کمی طول می‌کشد تا تیمش به سیستم جدید عادت کند برای همین معمولا در اولین بازی‌ها بعد از تعطیلات افت محسوسی دارند.

آن‌ها کم کم به اوج می‌رسند؛ این اوج تا زمانی که حریفان‌شان یاد بگیرند چگونه با سیستم جدید مقابله کنند ادامه دارد. ممکن است قبل از شروع تعطیلی بعدی هم کمی افت ببینیم تا این که چرخه جدید شروع شود. این تنها فرضیه است و تجزیه آن با توجه تفاوت‌های موجود در بازی‌ها تقریبا غیرممکن به نظر می‌رسد. این فرضیه با چیزی که مارتی پرارنائو در کتاب "محرمانه پپ"  در مورد متدهای گواردیولا فاش کرده تقریبا یکی است.

سیتی این فصل را بدون توپ با سیستم 1-4-1-4 شروع کرد که زمان گرفتن توپ با عقب آمدن فرناندینیو تبدیل به 3-2-2-3 می‌شد. این یک روش برای آزاد کردن سیلوا و دی‌بروینه بود که به آن‌ها، شماره 8 کاذب هم می‌گویند. هر دوی این‌ بازیکن‌ها هم عملکرد خلاقانه دارند، هم وظایف دفاعی. آن‌ها مانند شماره هشت‌های کلاسیک در سیستم 3-3-4 هستند؛ هافبک‌هایی که بین هافبک ایستا و خلاق تیم قرار می‌گرفتند و محدودیت کمتری دارند.

روز شنبه بعد از پایان تعطیلات ملی، پپ جلوی اورتون برای اولین بار به عنوان مربی سیتی با یک سیستم سه دفاعه کار را آغاز کرد. این با فرضیه ای که گفتیم کاملا مطابقت دارد. در آن بازی شکل و شمایل تیم تغییر کمی داشت. فرناندینیو و گوندوغان دقیقا جلوی اوتامندی، استونز و کلیچی قرار گرفتند. یک سیستم سه و دو نفره که همچنان شاهد عقب رفتن فرناندینیو و جلو آمدن مدافعان کناری بودیم. سیتی این بار پاسورهای بهتری در عقب زمین داشت. سیلوا و دی‌بروینه نقش آزادشان به عنوان شماره 8 را حفظ کرده بودند؛ رحیم استرلینگ و لروی سانه هم در دو طرف لب خط حضور داشتند. هر دو هم بیش از آن که یک بازیکن کناری عقب‌رو باشند، یک بال کناری بودند.

پیروز نشدن در سه بازی پیاپی برای سیتی ظاهرا نشان از یک بحران خفیف دارد اما واقعیتی که در تساوی جلوی اورتون دیدیم با یک بحران خیلی فاصله داشت.

کومان سرمربی اورتون بعد از بازی گفت این سیتی بهترین تیمی بوده که در عمر دوران مربیگریش با آن مواجه شده و احتمالا احساس می‌کرد خیلی شایستگی امتیازی که بدست آوردند را نداشتند. سیتی دو پنالتی خراب کرد و استکلنبرگ دو مهار فوق‌العاده دیگر هم انجام داد. کومان که دوست و هم‌اتاقی سابق گواردیولا بوده، احتمالا پیش‌بینی سه دفاعه بازی کردن سیتی را می‌کرد برای همین از سه مهاجم استفاده کرد تا فشار زیادی از جلو وارد کند. این روش خوبی بود اما آن‌ها نتوانستند هیچ وقت توپ را بگیرند و با عقب رفتن، تبدیل به یک 2-4-4 لوزی شدند.

با آن شرایطهدف آن‌ها فقط دفع فشار و باقی ماندن در بازی بود. لوکاکو گل اورتون را از تنها حمله آن‌ها در جریان بازی زد و این خوش‌شانسی خوبی بود.

فقط یک کلین شیت در 8 بازی لیگ، برای گواردیولا جای نگرانی است و به ریسک بیش از اندازه بالا بازی کردن هم مربوط می‌شود. این ساختار دفاعی سیتی روز چهارشنبه جلوی بارسا هم یک تست جدی خواهد شد.

برای دراز مدت، مهم ترین مساله تغییری بود که در شکل سیتی ایجاد شد. این تکاملِ همیشگی، ادامه پیدا می‌کند؛ از بارسا به بایرن و بعد به سیتی می‌رود. این تکامل از نیمه‌نهایی 2015 به چهارشنبه خواهد رفت و در سیتی هفته به هفته ادامه پیدا می‌کند.

جاناتان ویلسون - سایت نشریه SI

39046