پایگاه خبری فوتبالی- در قسمت هشتم کتابفوتبال سراغ دیگو مارادونا رفتیم.
به گزارش فوتبالی، گیم بالاگه تخصص بالایی در نوشتن کتابهای مربوط به فوتبال دارد و یکی از آثار ماندگار او، کتاب "مارادونا" است. مارادونا بین مردم آرژانتینی ها به خدای فوتبال معروف است. او فوتبال را به شکلی بازی میکرد که بسیاری از مردم جهان، ماردونا را الگوی خود قرار داده بودند و برای همین دیگو در ایران هم طرفداران زیادی دارد.
گیم بالاگه در این کتاب به مارادونا لقب "خدای فوتبال" را داده و ابعاد مختلف زندگی دیگو مارادونا را بررسی کرده است. در ادامه بخشی از کتاب "مارادونا" را میخوانید:
"به چه شکل میتوان علیه هر نظم مستقری شورش کرد و حتی در لحظهی شکست هم فاتح بود؟ از کوچهها و گذرهای بوینس آیرس تا قلههای آزتک مکزیکوسیتی، همه و همه، برای او میدان نبرد بودند. او، دیگو، خداوند ابدی فوتبال، با نام کامل دیهگو آرماندو مارادونا، زاده شهر لانوس در استان بوینس آیرس آرژانتین، فوتبال بازی نمیکرد، بهواقع بازیکردن برایش معنایی نداشت. او میجنگید، همچون فرماندهای که همچنان درحال مبارزه برای استقلال آرژانتین است و شاید هم برای اینکه جنگیدن تنها راه مردمیست که جز زنجیرهایشان، هیچچیزی برای ازدست دادن ندارند.
مارادونا، موضوع و مبنای همهچیز بوده است: "فیلمها، کتابها، نقاشیها، مجسمهها، پرفورمنسها، برنامههای تلویزیونی، مبارزههای سیاسی و حتی یک مذهب! مارادونا آخرین انسان- خدایی بود که به شدت زمینی بود ولی زندگی بر زمین را چندان دوست نداشت و به همین دلیل بود که با میل بیپایانش به خودویرانگری، خیلی خیلی زود به زندگی پشت کرد و رفت."
دنیای مارادونا در مدت پانزده ماه حضورش در بوکا به کلی تغییر کرد. شهرت درهای زیادی به رویش گشود و او هم با جرات و جسارتی که داشت با کمال میل به استقبال تجارب تازه میرفت. او در جایگاه پردرآمدترین و قدرتمندترین بازیکن باشگاه از نفوذش در مسائل حساس استفاده میکرد. مثلا بوکا از بازیکنهای جوانتر بابت پیراهنهایشان پول میگرفت. دیگو از هیاتمدیره باشگاه خواست پیش از هر مسابقه یک دست پیراهن رایگان به هر بازیکن داده شود. در روز جهانی دوستی در ماه ژوئیه، به نزدیکترین دوستانش یک ساعت مارکدار هدیه داد که نشاندهنده وضعیت مالی و طبقه اجتماعیاش بود."














