یامال: پدرم برای سیر کردن ما در خیابان ضایعات جمع می‌کرد!

یامال: پدرم برای سیر کردن ما در خیابان ضایعات جمع می‌کرد!

پایگاه خبری فوتبالی- یامال به نکات جالبی در جدیدترین مصاحبه‌اش اشاره کرده است. 

به گزارش فوتبالی، لامین یامال در گفت‌وگویی مفصل با گاردین درباره فشار شهرت، زندگی خانوادگی و دلیل علاقه‌اش به فوتبال صحبت کرده و فاش کرده که نگاه مردم به عملکرد او با دیگر بازیکنان تفاوت زیادی دارد.

یامال گفت: "یک بازی بد از لامین برابر با ۴۰۰ بازی بد برای هر بازیکن دیگری است. ممکن است (با نمره) ۹ از ۱۰ بازی کنم، اما مردم بگویند ۷ از ۱۰ بوده است. بعضی وقت‌ها فشار را دوست دارم. وقتی وارد زمین می‌شوم و انتظارات زیادی از من وجود دارد، از آن لذت می‌برم.در فوتبال احساس فشار نمی‌کنم. هیچ‌وقت شب در خانه دراز نمی‌کشم و فکر کنم بد بازی کردم، توپ طلا را نبردم یا لیگ را فتح نکردیم. چیزی که احساس می‌کنم مسئولیت است؛ من خانواده‌ام را دارم." 

ستاره بارسا افزود: " با خانواده‌ام سختی کشیده‌ام، با آنها دوران بدی را پشت سر گذاشته‌ام و حالا که داریم از زندگی لذت می‌بریم، باید ادامه بدهم. اگر تمام این سال‌ها فوتبال بازی کرده‌ام، به این دلیل است که فوتبال را دوست دارم، اما برای آنها هم بازی کرده‌ام. مادرم را دیدم که برای اینکه من بتوانم فوتبال بازی کنم، سختی می‌کشید. پدرم را دیدم که در خیابان‌ها ضایعات جمع می‌کرد تا من غذا داشته باشم. آن ترس واقعی است."

او گفت: "حالا اگر روزی پسر داشته باشم، می‌توانم از او مراقبت کنم. اگر مادرم یا پدرم چیزی بخواهند، می‌توانم کمکشان کنم. دیگر آن ترس را ندارم و تنها ترسی که می‌توانستم در زندگی داشته باشم، همین بود. من فوتبال را دوست دارم. برای پول بازی نمی‌کنم، برای این بازی می‌کنم که فوتبال را دوست دارم. من برای لذت بردن بازی می‌کنم؛ برای دریبل زدن، برای یک‌ضرب و دوضرب بازی کردن، برای اینکه به هم‌تیمی‌ای که گل نزده کمک کنم گل بزند. برای خوشحال کردن هواداران و شنیدن صدای تشویق آنها بازی می‌کنم. من بازی می‌کنم و وقتی به خانه می‌رسم می‌گویم امروز خیلی خوش گذشت. اگر هر بازیکنی این‌طور فکر کند، همه بیشتر از فوتبال لذت می‌بریم." 

یامال در پایان افزود: "بارسلونا چیزهای خوبی به شما می‌دهد، اما باید چیزی از خودتان و ریشه‌هایتان هم داشته باشید. بارسلونا به من کنترل، درک بازی و هوش فوتبالی داد. اما در پارک خبری از هوش فوتبالی نیست؛ به سمت حریف می‌روی و دوباره برمی‌گردی. من این را دارم. اگر از جایی که آمده‌ام و از لاماسیا عبور نکرده بودم، این بازیکنی که امروز هستم شکل نمی‌گرفت.فقط آدم‌های نزدیکم می‌دانند من چه فکر می‌کنم و واقعاً چه جور آدمی هستم. مردم هیچ تصوری ندارند؛ واقعاً هیچ تصوری ندارند. در محله‌ای بزرگ شدم که هرچه مردم کمتر درباره شما بدانند، خوشحال‌تر هستید و زندگی آرام‌تری دارید. من زندگی یک فوتبالیست را دوست دارم، اما دوست دارم در آرامش و مثل یک آدم معمولی زندگی کنم."