پایگاه خبری فوتبالی - ژوزه مورینیو از ابتدای بازگشتش به رئال مادرید بر شایستهسالاری تأکید کرده و حالا با یکی از مهمترین تصمیمات تاکتیکی فصل روبهرو شده است؛ پیدا کردن ساختاری که بتواند همزمان بهترین نسخه کیلیان امباپه، وینیسیوس جونیور و جود بلینگهام را به نمایش بگذارد.
به گزارش فوتبالی، شروع فصل رئال مادرید نشان داده که در اختیار داشتن مجموعهای از ستارههای بزرگ الزاماً به معنای رسیدن فوری به بهترین ترکیب ممکن نیست. امباپه، وینیسیوس و بلینگهام کیفیت فردی فوقالعادهای دارند و در هفتههای نخست نیز لحظات درخشانی کنار یکدیگر ساختهاند، اما ساختار هجومی سفیدپوشان هنوز در تمام مسابقات به اندازه کافی روان و متوازن نبوده است. این مسئله بعد از شکست مقابل رئال بتیس بیشتر مورد توجه قرار گرفت. رئال در لاکارتوخا فرصتهای زیادی خلق کرد، اما در بخشهایی از مسابقه برای ایجاد ارتباط منظم میان خط میانی و سه ستاره اصلی خط حمله مشکل داشت؛ شرایطی که دوباره بحث درباره بهترین چینش تیم مورینیو را به وجود آورده است.
یکی از بازیکنانی که بیش از همه تحت تأثیر این ساختار قرار میگیرد، امباپه است. مهاجم فرانسوی زمانی بیشترین خطر را ایجاد میکند که فرصت حمله به فضای پشت مدافعان و استفاده از شتاب و تغییر ریتم خود را داشته باشد. با این حال، در برخی مسابقات مجبور شده بخش قابل توجهی از توپها را پشت به دروازه و در میان مدافعان مرکزی دریافت کند؛ موقعیتی که بخشی از مهمترین ویژگیهای بازی او را محدود میکند.
بلینگهام نیز با مسئله مشابهی از زاویهای متفاوت روبهرو است. هافبک انگلیسی زمانی بیشترین تأثیر را دارد که نزدیک محوطه جریمه بازی کند و با حرکت بدون توپ از خطوط عقبتر وارد منطقه گلزنی شود. خود مورینیو نیز پیشتر تأکید کرده بود بازی کردن بلینگهام در مناطق عقبتر، تیمش را از بخشی از قدرت گلزنی و نفوذ این بازیکن محروم میکند. مشکل زمانی بیشتر میشود که رئال برای پیش بردن توپ از مرکز زمین به مشکل میخورد. زوج فدریکو والورده و ادواردو کاماوینگا توان بدنی، دوندگی، پرس و قدرت زیادی در بازپسگیری توپ در اختیار مورینیو قرار میدهد، اما ویژگی اصلی هیچکدام کنترل ریتم و سازماندهی مداوم حملات نیست.
نتیجه این وضعیت میتواند عقب آمدن بیش از اندازه بلینگهام برای دریافت توپ باشد؛ اتفاقی که او را از محوطه جریمه دور میکند. در سمت چپ نیز وینیسیوس گاهی مجبور میشود بخش زیادی از بار پیشروی تیم را از طریق نبردهای انفرادی و موقعیتهای یک مقابل یک برعهده بگیرد.
مورینیو البته از ابتدای فصل دیدگاهی متفاوت درباره سه ستاره خود داشته است. سرمربی پرتغالی پیش از آغاز لالیگا گفت امباپه، وینیسیوس و بلینگهام را بازیکنانی ناسازگار نمیداند و معتقد است فوتبالیستهای بزرگ از حضور کنار بازیکنانی با کیفیت مشابه استقبال میکنند. او پس از شروع موفق فصل نیز از ارتباط و همکاری آنها ابراز رضایت کرده بود.
بنابراین مسئله اصلی الزاماً انتخاب یک بازیکن برای نیمکت نیست. مورینیو باید ساختاری پیدا کند که بدون قربانی کردن ویژگیهای یکی از ستارهها، تواناییهای هر سه را آزاد کند؛ امباپه فضای بیشتری برای حمله به عمق داشته باشد، وینیسیوس بتواند از جناح چپ تفاوت ایجاد کند و بلینگهام نیز مجبور نباشد برای مشارکت در بازی دائماً از منطقهای که در آن خطرناکتر است فاصله بگیرد.
گزینههای سرمربی پرتغالی هم کم نیستند. حضور برناردو سیلوا و آردا گولر میتواند کیفیت بیشتری در گردش و خلق بازی ایجاد کند، اورلین شوامنی تعادل متفاوتی به مرکز زمین میدهد و بازیکنانی مانند یان دیومانده، براهیم دیاز و کارلوس اسپی نیز امکان تغییر شکل خط حمله را فراهم میکنند.
همین عمق ترکیب باعث میشود شایستهسالاری مورد تأکید مورینیو اهمیت بیشتری پیدا کند. او بارها گفته نام بازیکن نباید به تنهایی تضمینکننده حضور در ترکیب باشد و رقابت برای بازی کردن باید از طریق عملکرد بازیکنان تعیین شود. حالا مهمترین آزمون مورینیو نه انتخاب یک مقصر، بلکه پیدا کردن فرمولی است که مجموعه پرستاره رئال مادرید را به یک سیستم منسجم تبدیل کند. حفظ ساختار فعلی و تلاش برای تکامل تدریجی آن یک گزینه است و ایجاد تغییر در نفرات یا آرایش خط میانی و حمله گزینه دیگر؛ تصمیمی که احتمالاً بخش مهمی از مسیر فصل رئال مادرید را مشخص خواهد کرد.

رئال مادرید 











