پایگاه خبری فوتبالی- دو برادر که سالها پیش در استقلال و تیم ملی فوتبال ایران همبازی بودند پس از سالها اختلاف، به صورت غیر مستقیم با هم گفتوگو کردند!
به گزارش فوتبالی، انتشار یک مصاحبه از ستاره اسبق استقلال و پرسپولیس و گلایههای او از مدیران و بازیکنان اسبق استقلال و همچنین برادرش، به نوعی یک مناظره غیرمستقیم را بین دو برادر و ستارههای اسبق تیم ملی ایجاد کرد.
شاهرخ بیانی پس از تحمل یک دوره بیماری و ترخیص از بیمارستان، امروز در مصاحبهای به انتقاد از استقلالیها و همچنین برادرش پرداخت: «از بیمارستان که مرخص شدم مدتی در منطقه کوهستانی در جاده چالوس در منزل مادر همسرم بودم که آبوهوای خوبی داشت. ورزش و پیادهروی انجام دادم و ترزیق انسولین را هم قطع کردم. تلفن همراه در آن منطقه آنتن نمیداد و خیلیها گفتند اتفاقی برای من افتاده است. برخی گفتند بیانی ممنوع الملاقات شده است. یکسری هم گفتند شاهین، برادرم چنین حرفی زده است. در هر صورت صحیح و سالم هستم.»
ستاره اسبق سرخابیها ادامه داد: «بعد از اینکه از بیمارستان مرخص شدم، رییس فدراسیون فوتبال به ملاقاتم آمد. دوستان در صندوق پیشکسوتان پیگیر حالم بودند. وزیر ورزش و جوانان هم تلفنی با من صحبت کرد و معاونانش را برای عیادت فرستاد. حجت کریمی عضو هیات رییسه فدراسیون فوتبال هم هر روز پیگیر وضعیت بیماریام بود و یک نفر را برای کمک به من مامور کرده بود. علی چینی، سعید مراغهچیان و رضا رجبی به دیدنم آمدند ولی از مدیران باشگاه نه به عیادتم آمدند و نه تماسی گرفتند. ساکت الهامی هم مدام پیش من بود. روزی که باشگاه استقلال جشن سالگرد تاسیس خودش را گرفته بود علی تاجرنیا گفته بود بیمارستان جم برای پیشکسوتانی که گرفتار بیماری میشوند، صفر تا صد مجانی خواهد بود. برای دو شب در این بیمارستان 100 میلیون تومان پول گرفتند! قند خونم پایین نیامده بود که مرخص کردند. وقتی به منزل برگشتم آنقدر حالم بد شد که احساس کردم در حال وداع با دنیا هستم. من را در بیمارستان کسری بستری کردند و پزشک پرسید چطور با قند خونی که دارم از بیمارستان قبلی مرخص کردهاند. 12-10 روز در بیمارستان کسری بودم که قند خونم پایین آمد. روزی دو وعده قرص مصرف میکردم که خوشبختانه ترزیق انسولین قطع شد و در حال حاضر فقط روزی یک بار قرص میخورم.»
شاهرخ بیانی گفت: «توقع نداشتم مدیران باشگاه به عیادتم بیایند اما حداقل میتوانستند تماس بگیرند. خیلی از هواداران و حتی پرسپولیسیها با من تماس گرفتند و نگرانم بودند. در شرایط خوبی نبودم و همسرم پاسخ تلفنها را میداد. از چند نفر توقع داشتم ولی نمیتوانم اسمی بیاورم. برخی از آنها همبازیهای سابقم بودند ولی تماسی نگرفتند. بیماری چیزی نیست که فقط مختص من باشد. جنگ بود و استرس زیادی داشتیم و قند خونم بالا رفته بود. چقدر خوب است در شرایط سخت، هوای همدیگر را داشته باشیم. وقتی مسئولیت دارید و تماسی بگیرید، فایدهای ندارد. هر کسی که در بستر بیماری میافتد، توقع دارد.»
شاهرخ در انتقاد از رفتار برادرش، گفت: «شاهین هم برای عیادتم نیامد. اختلافی با شاهین ندارم ولی به بیمارستان نیامد. در زندگی قرار نیست همیشه سرحال و زنده باشید. بهتر است وقتی زنده هستیم محبت کنیم و هوای همدیگر را داشته باشیم. شاهین را یکی دو بار پس از بیماری دیدم و فقط سلام و علیک کردیم. حتما نزدیک من نبود و گرفتاری داشت که سراغی نگرفت.»
اما ماجرا به همینجا ختم نشد و اتفاقا این حرفهای شاهرخ بیانی باعث شد یک اختلاف قدیمی و خانوادگی، بار دیگر باز شود!
ساعاتی پس از این صحبتها، شاهین بیانی پاسخ برادرش را اینطور داد: «هر کسی مشکلات خودش را دارد. این طور نیست که وقتی کسی بیمار میشود، تمام گذشتهاش را به فراموشی بسپارد. او (شاهرخ) باید به این مساله فکر کند که چرا همبازیهای سابق به عیادتش نیامدند. حتما باید در وجود خودش جستوجو کند و علت را بیابد. او خودش میداند به چه علت من و بقیه برای عیادتش نیامدیم."
شاهین بیانی در مورد اینکه شاهرخ اعلام کرده مشکلی با برادرش ندارد، میگوید: "مشکل نداریم؟ اتفاقا مشکل داریم و هنوز تمام نشده است! گذشته آدمها نشان میدهد چه کارهایی کردهاند. وقتی کسی بیمار میشود باید بداند که همه گذشته را فراموش نکردهاند. او بنشیند و فکر کند چه اشتباهاتی مرتکب شده است. همه از جمله کسانی که در خانواده استقلال هستند مشکلات و اختلاف ما را میدانند. پرداختن به این مسائل ذهن را مکدر میکند.»
شاهین بیانی در ادامه به موضوعی اشاره دارد که فرضیه اختلاف بر سر مسائل ارث و میراثی را پررنگ میکند: «مساله بازوبند کاپیتانی استقلال پیشپاافتاده بود. مساله بیشتر خانوادگی است. خیلی مهم است، فکر کند چه کار کرده است.»

استقلال 











