پایگاه خبری فوتبالی- تیم ملی باوجود شرایط ویژه موجود در کشور و جنگ تحمیلی، طبق برنامه قبلیاش در فیفادی فروردین 1405 برابر نیجریه و کاستاریکا قرار گرفت و این فرصت طلایی را از دست نداد.
به گزارش فوتبالی، باخت دو بر یک به نیجریه و پیروزی 5 گله برابر کاستاریکا، نشانهها و نتایجی مهم برای تیم ملی و کادر فنیاش در فاصله کمتر از 3 ماه تا جام جهانی 2026 داشت و برای هواداران و بینندگان هم موارد زیادی را عیان کرد.
«فوتبالی» با مرور چندباره این دو بازی و پس از تجزیه و تحلیل آنچه در این 180 دقیقه رقم خورد، تلاش کرده در چند قسمت، خروجیِ سفر به آنتالیا را بررسی کند.
یک سیستم جدید
چیدمان تیم ملی برابر نیجریه، آرایش جدیدی بود که نشان داد کادر فنی تیم ملی هنوز برای انتخاب بهینهترین سیستم بازی در جام جهانی به نتیجه نهایی و دلخواه نرسیده است.
بازی با 3 مدافع، استفاده از ترکیبی 4 نفره در خط دوم و انتخاب یک مثلث در فاز هجومی، چیدمانی 3-4-3 با تصویر اصلی 1-2-4-3 بود؛ آرایشی که نمونه طلاییاش را منصور پورحیدری در آخرین دوره لیگ آزادگان برای استقلال تجویز و انتخاب کرد و جوابش را با قهرمانی گرفت. چنین چیدمانی به دلیل استفاده حداکثری از توان هافبکها و بازی دادن به بیشترین تعداد مردان میانی است.
جواب داد؟ نه!
بازی با چنین چیدمانی برابر نیجریه جواب نداد؛ چه وقتی کنعانیزادگان در ترکیب بود و چه وقتی ناگهان از صالح حردانی به عنوان یک مدافع مرکزی در سمت راست استفاده شد. با حضور 3 مدافع مرکزی و قرارگیری دو هافبک در فضای جلویی آنها، تیم ملی باید صاحب یک ساختار دفاعی قدرتمند و بدون منافد میشد ولی نیجریه هرگاه اراده کرد، از این ترکیب 2+3 نفره گذشت و به دروازهمان نزدیک شد.
کدام سیستم؟
تیم ملی سالها زیرنظر کیروش با ترکیبی شبیه آرایش 3-3-4 یا 1-3-2-4 بازی کرد و صاحب مردانی شد که استاندارد بازی در چنین چیدمانی را بلد شدند. قلعهنویی هم تلاش کرد با همین ترفند به کارش ادامه بدهد که داد و نتیجهاش را هم گرفت. تیم ملی به بازی با 4 مدافع عادت کرده و میانبر زدن به بازی با 3 دفاع، خیلی زود مردود شد.
احتمالا بهینهترین سیستم بازی برای تیم ملی در چنین شرایطی، رفتن به سمت آرایش 1-4-1-4 است. با این چیدمان، تیم ملی کاملا به دو یونیت 5+5 نفره برای دفاع و حمله تقسیم شده و صاحب مردانی میشود که بالاترین پتانسیل را برای بازی در این آرایش دارند.
عنصر کلیدی این آرایش، هافبک دفاعی تیم ملی است. بازیکنی که باید جلوی مدافعان را پوشش بدهد و اجازه ندهد توپ سالم به پشت 4 مرد خط سوم برسد. بعد از او، هافبک «دوگانه» تیم ملی اهمیت فراوانی دارد؛ او همان بازیکنی است که سیستم تیم ملی را بین 1-4-1-4 و 1-3-2-4 تغییر میدهد. این بازیکن، هم بازیساز است و هم باید تکل بزند و بجنگد. نمونه اعلای این هافبک در لیگ برتر، سروش رفیعی است که پس از جام ملتهای 2015 در استرالیا از دایره مردان ملی خارج شد. پس از او، آرش رضاوند با نمایشهایش در این فصل، نشان داد که میتواند چنین نقشی را برعهده بگیرد ولی او برخلاف رفیعی، هرگز در دایره تیم ملی نبوده که حالا بخواهد از آن خارج شود.
بهترین و بهینهترین
بهترین سیستم بازی برای تیم ملی، آرایشی است که بهینهترین نوع بازی را از مردان تیم ملی بگیرد. آرایشی باید برای تیم ملی انتخاب شود که ستارههای اصلی را در بالاترین فرم قرار دهد. این چیدمان باید مهدی طارمی را از مهاجم اصلی دور کرده و او را به شمایل خودش یعنی مهاجم سایه نزدیک و نزدیکتر کند. این چیدمان باید سامان قدوس را از انجام وظایف دفاعی، دور و دورتر کرده و او را به شمایل هافبکی برای دادن پاس طلایی برساند.
شاید این بار بهتر باشد، تیم ملی به جای قرار دادن بازیکنان در سیستم انتخابی کادر فنی، مسیر را برعکس رفته و مهندسی معکوس کند؛ قرار دادن بازیکنان کلیدی در ترکیب اصلی و در جایی که بالاترین بهرهدهی را دارند و سپس چیدن بقیه نفرات در کنار آنها برای کم و کمتر کردن وظایف بیگانه و تداخلی آنها.










