پایگاه خبری فوتبالی- سکوت فدراسیون دو و میدانی ایران از پرونده دو ورزشکار تبرئهشده و اعزامشده به کرهجنوبی با حکمی که ۲ نفر تبرئه و ۲ نفر دیگر محکوم به حبس شدند، موجب شده است. فدراسیون به اظاهرو یا اطلاعرسانی درباره بازگشت این ورزشکاران اقدامی نکرده و واکنشی نشان نداده است.
به گزارش فوتبالی، به نقل از ایسنا، ۲۵ آذر بود که پس از حدود ۶ ماه بالاخره حکم سه ورزشکار و یک مربی دو و میدانی ایران که به اتهام تجاوز به یک دختر کرهای در این کشور زندانی بودند، صادر شد. بر اساس این حکم عنوان شده که دو نفر از آنها تبرئه و دو نفر دیگر هم به دو تا چهار سال حبس محکوم شدند.
اما واکنش فدراسیون دو و میدانی در این مورد جالب بود؛ هیچ یک از مسئولان فدراسیون از جمله احسان حدادی (رئیس این فدراسیون) حاضر به اظهار نظر در مورد حکم ورزشکاران نشدند، حتی ایرج اکبرلو سخنگوی فدراسیون دو و میدانی در امور مربوط به رسیدگی به پرونده ورزشکاران ایران در کرهجنوبی! طنز تلخی که حاکی از نگاه مدیریتی حاکم بر یکی از مهمترین رشتههای ورزشی کشور در زمینه پاسخگویی به مردم است.
پاسخ ندادن به افکار عمومی در حالی اتفاق میافتد که فدراسیون دو و میدانی یکی از حساسترین و حاشیهایترین موضوعات تاریخ ورزش ایران را رقم زد، آن هم در سفری که رییس فدراسیون هم در آن حضور داشت. هرچند نام حدادی به عنوان سرپرست تیم رد نشده بود اما به عنوان رییس فدراسیون این تیم پرحاشیه را همراهی میکرد.
این ماجرا چهره دیگری از مدیریت ضعیف فدراسیون در پاسخگویی را نشان داد؛ آنجا که ۲۰ روز از تبرئه دو دو و میدانیکار ایران گذشته اما هنوز خبری رسمی از زمان بازگشت آنها به ایران نیست. این در حالی است که بارها اعلام شده تیمی از وکلای کرهای پرونده ورزشکاران ایران را پیگیری میکنند. اما سوال اینجاست که چند روز دیگر نیاز است تا دو فرد تبرئه شده به ایران برگردند؟
پرونده دو و میدانی تنها با صدور حکم بسته نمیشود؛ مسئولیت فدراسیون از لحظه اعزام آغاز شده و تا پاسخگویی شفاف به افکار عمومی ادامه دارد. وقتی دو ورزشکار تبرئه شدهاند، تأخیر در بازگشت آنها و نبود اطلاعرسانی رسمی، آیا نشانهای آشکار از مدیریت منفعلانه در قبال پاسخگویی نیست؟ فدراسیونی که ورزشکارانش ورزش ایران را وارد یکی از پرهزینهترین بحرانهای اخلاقی و بینالمللی کرده، حالا بیش از هر زمان دیگری بدهکار توضیح است؛ توضیحی که هر روز تاخیر در آن به معنای بیتوجهی بیشتر به حق دانستن افکار عمومی است.










