پایگاه خبری فوتبالی- بخشهای مهم گزارش ایسنا درباره لیلا حبیبی که هم فوتسالیست است هم پرستار بیمارستان مسیح دانشوری را برایتان انتخاب کردیم:
- متولد سال ۶۴ هستم، فوتسال آماتور را سال اول راهنمایی با خانم نظری بهار که یکی از بهترین دوستانم و از مربیان لیگ دسته یک استان تهران است، شروع کردم. به تدریج روابطمان نزدیکتر شد و فوتسال را ادامه دادیم. در مدرسه تیم تشکیل داده بودیم و تمام دلخوشیمان این بود که یک ربع قبل از اینکه زنگ تفریح بخورد در حیاط مدرسه بازی کنیم. تا اینکه شنیدم نیلوفر اردلان و دیگر بازیکنان در باشگاه حجاب فوتسال کار میکنند اما من به دلیل مدرسه و شرایط خانوادگی، این رشته را حرفهای دنبال نکردم اما دلم برای فوتسال و فوتبال پر میکشید و وارد شدن به تیم برایم رویا شده بود.
رشته مامایی را در مقطع کارشناسی ارشد به اتمام رساندم و بعد از گذراندن طرحم در بومهن، خیلی مشتاق کار در بیمارستان مسیح دانشوری بودم. یکی از هم کلاسیهایم زودتر کارش را شروع کرده بود و من هم به واسطه او با این بیمارستان آشنا شدم تا اینکه در سال ۸۹ در مسیح دانشوری کارم را شروع کردم.
در دانشگاه علوم پزشکی آزاد واحد قلهک درس خواندم و ترم یک تربیت بدنی داشتم؛ آن موقع با خانم فاطمه غلامپور که یکی از مربیان بنام تهران است و سابقه مربیگری ملی هم دارد، آشنا شدم. از آنجا فوتسال حرفهای را شروع کردم و در تیمی بیرون از دانشگاه همراه با خانم غلامپور کار کردم. سال ۸۳ به راه آهن پیوستم که آن موقع خانم شهرزاد مظفر سرمربیاش بود، سه سالی در این تیم کار کردم، دروازهبان ذخیره خانم مظفر بودم اما همیشه در تمرینات و مسافرتهای تیم حضور داشتم. با چند تیم دیگر مثل استقلال جنوب، و دوباره راهآهن همکاری کردم. دو دوره هم به تیم ملی دانشجویان دعوت شدم.
از این روزها خاطرههای خوبی دارم و مهمترینش این بود که یک پرستار فوتسالی شدم. نمیگویم از شیوع این بیماری خوشحال هستم اما درسهای زیادی گرفتم. کرونا صبوری را به من یاد داد. شاید دلیل اینکه در فوتسال معروف نشدم این بود که روزی اینجا معروف شوم. من به تیم ملی هم دعوت شدم اما خط خوردم که برایم شکست روحی سختی بود اما الان مبارزه با کرونا به شکل دیگری دستم را گرفت.
1984