وب سایت رسمی فوتبالی- ماجراهاى اين روزهاى باشگاه استقلال يك بار ديگر چرخه بيمار و معيوب فوتبال دولتى را نشان داد. داستان بدهى استقلال به پروپیچ فقط يك بدهى ساده نبود. اتفاقى كه با يك سومديريت در زمان بهرام افشارزاده آغاز شد و بازيكن خارجى بدون فسخ كردن و تسويه حساب به حال خود رها شد تا رقم ٣٦ هزار دلارى طلب اين بازيكن به عدد ٤٣٦ هزار دلار ناقابل افزايش پيدا كند. عدم توجه مديران وقت استقلال به اين مهم چالشى را مقابل مديران فعلى استقلال قرار داد كه مجبور شدند پولى را كه مى شد صرف خريد بازيكن جديد و يا تمديد پاتوسى كنند را به پروپيچ بدهند تا استقلال را از يك فاجعه نجات دهند.
در اينجا نمى خواهيم در مورد اين كه چه كسى مقصر است بحث كنيم. بلكه نكته اصلى نحوه عزل و نصب غلط مديران توسط وزارت ورزش است كه انگار هيچ ساز و كار مشخصى ندارد. كسى توضيح نمى دهد كه بهرام افشارزاده براى چه آمد و براى چه رفت؟ نه كسى نحوه انتخاب سيدرضا افتخارى را مى داند ونه كسى دليل رفتن او را؟ ساز و كار انتخاب اميرحسين فتحى چه بوده و اگر پس فردا اگر اورا كنار بگذارند دلايلش چيست؟
چرا موقعى كه يك مديرعامل باشگاه دولتى را بركنار مى كنند نهادهاى نظارتى پرونده هاى باز و شكايات و قراردادهاى مدير بركنارشده را در همان زمان بررسى نمى كند تا در آينده داستان كى بود كى بود من نبودم تکرار نشود. چرا بازيكنهايى كه باشگاههاى دولتى مى آورند بدون فسخ و تسويه حساب جدا مى شوند تا كار به فيفا و دادگاه عالى ورزش بکشد؟
تمام اينها چرخه معيوب باشگاهدارى دولتى را نشان مى دهد كه ضعف سيستم باعث هرج و مرج و عدم شفافيت و پاسخگويى مديران و رفت و آمد بازيكنان بى كيفيت و پرشدن جيب دلالهای داخلی و خارجی و عواملشان شده است.
یادداشت از پیمان خنافری/ سایت فوتبالی
1984