نصب فوتبالی
استقلال پرسپولیس سپاهان تراکتور لیگ برتر خلیج فارس
یادداشت ویژه؛ تحلیل رادیوسایکولوژیک از یک سرباز؛ چطوری بیرو

یادداشت ویژه؛ تحلیل رادیوسایکولوژیک از یک سرباز؛ چطوری بیرو؟

پایگاه خبری فوتبالی- یک: از عجایب روزگار است که دست تقدیر در یک زمان واحد، دوباره علی رضا بیرانوند و کریستیانو رونالدو را بر صدر اخبار نشانده، دو ستاره بی‌تردید فوتبال که یکی در ایران و دیگری در پرتغال، ناگهان از اسب افتاد‌ند.


دو: دوشنبه شب وقتی تیم تراکتور بعد از هزار ماجرا در مقابل الشَمال قطر قرار گرفت، علیرضا بیرانوند صدها کیلومتر دورتر مشغول تمرینات انفرادی‌اش بود تا بدنش از فرم مطلوب خارج نشود، در حالی که هواداران تراکتور نگران عملکرد دروازه بان جوانی بودند که در مسقط به جای شماره یک تیم ملی(البته که ظاهرا بیرانوند دو جلسه محروم بود و در هر حال نمی توانست دروازه بان تراکتور در مسقط باشد)، می‌بایست درون دروازه بایستد. بدون شک همه هواداران پرشور تراکتور بارها صحنه اعتراض بیرانوند بعد بازی با استقلال از جلو چشمانشان رژه رفت و از خود پرسیدند که: «این چه وقت غُر زدن بود رولَه...؟» و شاید این سوال بی‌جواب را مربی، سرپرست و حتی مالک باشگاه هم از خود پرسیدند.


سه: با اینکه اکثریت هواداران فوتبال هم از سوابق بیرانوند در به هم ریختن شرایط عادی باخبر بوده و هستند اما رفتار بیرو در میکسد زون ورزشگاه یادگار امام، آن‌قدر عجیب و دور از منطق بود که باز هم همه را غافلگیر کرد. به همین خاطر است که هنوز حواشی این اتفاق فروکش نکرده و حتی حضور تراکتور در دومین بازی لیگ نخبگان آسیا هم نتوانسته حواس مردم را از «سربازه‌بان» تیم تبریزی پرت کند.


چهار: شاید استمداد از علم روان‌شناسی بتواند کمک کند. برای تحلیل رفتار بیرانوند و تبعات آن، آیا می‌توان به علم روان‌شناسی بالینی مراجعه کرد یا همین تحلیل‌های برخاسته از تجربه در فوتبال ایران کفایت می‌کند؟ یادمان هست که بیرانوند همان کسی است که می‌خواست به خاطر خالکوبی روی بدنش، از خود یک بیمار روان‌پریش تصویر کند بلکه از خدمت سربازی معاف شود! در واقع این تفاوت مهمی است؛ چون تحلیل روان‌شناختی با برچسب‌زدن تفاوت آشکاری دارد. از نگاه علم روان‌شناسی، مهم نیست که بیرانوند چه جور آدمی است؛ بلکه سوال باید این باشد که رفتارهای علنی او چه الگویی دارند، در چه موقعیت‌هایی بروز می‌کنند و چه کارکردی ممکن است برای خودش داشته باشند؟ رفتارهای بحث‌برانگیز یک بازیکن فوتبال را از چند زاویه می‌توان بررسی کرد:


ـ نیاز به دیده‌شدن و به‌رسمیت‌شناخته‌شدن: آیا بعضی واکنش‌ها را می‌توان تلاشی برای حفظ جایگاه، تأکید بر اهمیت فردی یا گرفتن سهم بیشتری از توجه رسانه‌ها دانست؟


ـ رابطه با اقتدار و قواعد جمعی: وقتی بازیکنی با مربی، مدیر باشگاه یا مقامات رسمی مهم وارد تنش می‌شود، آیا مساله صرفاً اختلاف بر سر یک تصمیم است یا نحوه مواجهه او با محدودیت و اقتدار حاکم بر تیم هم اهمیت دارد؟


ـ مدیریت هیجان و تکانه: آیا واکنش‌ها در لحظه شکل می‌گیرند و بعد پیامدهایی به دنبال دارند که احتمالاً قابل پیش‌بینی بوده‌اند؟ برای پاسخ، باید خود رفتارها و توالی اتفاقات را بررسی کرد.


ـ قدرت و شهرت: ستاره‌ای که می‌داند رفتار و حرفش بازتاب گسترده‌ای دارد، ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه از این قدرت استفاده کند. اینجا پرسش مهم آن است که شهرت چگونه رابطه فرد با قواعد و مسئولیت‌پذیری را تغییر می‌دهد.


ـ فاصله میان موفقیت فردی و بلوغ حرفه‌ای: یک ورزشکار می‌تواند از نظر فنی بسیار ارزشمند باشد، اما این موفقیت لزوماً به معنای توانایی یکسان در مدیریت تعارض، ارتباط حرفه‌ای یا پذیرش پیامدهای رفتارش نیست.


پنج: البته هیچ‌ یک از این فرضیه‌ها را نمی‌شود بدون شواهد به شخصیت بیرانوند نسبت داد. از روی چند مصاحبه یا حاشیه هم نمی‌توان تشخیص روان‌شناختی داد. شاید بهتر باشد رفتارهای قابل مشاهده را تحلیل کنیم و درباره انگیزه‌های احتمالی با احتیاط بیشتری حرف بزنیم. در واقع می شود گفت علیرضا بیرانوند، یک نمونه مناسب برای بررسی «الگوی رفتاری» است. از قضا حواشی تازه بیرانوند، سوژه مناسبی برای این رویکرد فراهم کرده است. طبق گزارش‌ها، بیرانوند پس از انتقاد علنی از وضعیت داخلی تراکتور و مدیریت باشگاه، با تصمیم کادر فنی از تیم کنار گذاشته شد؛ سپس در پیامی خطاب به هواداران، بابت رنجشی که احتمالاً ایجاد کرده، عذرخواهی کرد و گفت قصدش دلسوزی برای تیم بوده است.


شش: این توالی، برای تحلیل از خودِ جنجال جالب‌تر است: "اظهارنظر تند، پیامد حرفه‌ای، سپس تلاش برای ترمیم رابطه. پرسش این نیست که آیا بیرانوند حق انتقاد از مدیران را داشته یا نه؛ پرسش این است که چرا انتقاد در چنین موقعیتی به این شکل علنی مطرح شده؟ چه نتیجه‌ای برای خودش و تیم داشته و آیا در نمونه‌های قبلی هم الگویی مشابه دیده می‌شود؟ اینجا هم برای تحلیل رفتار بیرو، سه محور اصلی لازم است:


ـ الگوی تکرارشونده: مرور چند اتفاق مستند از سال‌های گذشته، از اختلاف‌های قراردادی تا مصاحبه‌های جنجالی؛ نه برای جمع‌کردن پرونده علیه یک فرد، بلکه برای بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌های رفتاری.


-روان‌شناسی قدرت و تعارض: بررسی این احتمال که موفقیت، شهرت و احساس برخورداری از جایگاهی ویژه چگونه ممکن است بر شیوه مواجهه یک ستاره با اختلاف‌ها اثر بگذارد. این یک فرضیه تحلیلی است، نه تشخیص درباره شخصیت او.


-هزینه رفتار برای خود فرد: آیا شیوه بیان اعتراض، به حل مساله کمک می‌کند یا باعث می‌شود اصل مطالبه زیر سایه حاشیه برود؟ آیا بازیکن می‌تواند میان ابراز نارضایتی و به خطر انداختن موقعیت حرفه‌ای خود تعادل برقرار کند؟


هفت: از نگاه روان‌شناختی یک نکته مهم دیگر هم قابل ذکر است. نباید هر اعتراض علنی را نشانه خودخواهی یا ناتوانی در کنترل هیجان دانست. ممکن است بازیکن درباره موضوعی واقعی و مهم حرف بزند؛ حتی در ماجرای اخیر، ادعاهای او درباره پرداختی بازیکنان را باید از شیوه بیان و پیامدهای رسانه‌ای آن جداگانه بررسی کرد. ممکن است محتوای اعتراض قابل دفاع باشد، اما روش طرح آن پرهزینه؛ یا برعکس، لحن تند توجه‌ها را از یک مسئله واقعی منحرف کند. بهترین نسخه این است که تحلیلگر (مثلا خبرنگار)، نه در جایگاه وکیل مدافع بیرانوند بنشیند و نه نقش قاضی شخصیت او را بازی کند؛ بلکه با شواهد، رفتارهای قابل مشاهده را بررسی کند و خواننده را به این پرسش برساند که چرا بعضی ستاره‌ها، با وجود توانایی‌های فوق‌العاده در زمین، بارها بیرون از زمین وارد موقعیت‌هایی می‌شوند که هزینه‌اش را خودشان هم می‌پردازند.


هشت: یک چرخه مرتب تکرار می شود. اعتراض، تنش و عذرخواهی! مساله علیرضا بیرانوند فقط حاشیه‌سازی نیست؛ مساله این است که یک ستاره بزرگ فوتبال ایران چگونه با اختلاف، قدرت و پیامدهای رفتار خودش مواجه می‌شود. علیرضا بیرانوند را نمی‌توان با حاشیه‌هایش تعریف کرد. این دروازه‌بان سال‌هاست که با واکنش‌های درخشان، مهارهای تعیین‌کننده و توانایی‌های فنی‌اش در فوتبال ایران و تیم ملی جایگاهی ویژه کسب کرده، اما به همان اندازه که عملکرد او درون زمین قابل بحث و ارزیابی است، رفتارهایش بیرون از زمین هم به موضوعی تکرارشونده در فوتبال ایران تبدیل شده؛ از جدایی پرحاشیه‌اش از پرسپولیس و مناقشه بر سر فسخ قرارداد گرفته تا جدل‌های رسانه‌ای و حالا اتفاقات اخیر در تراکتور که نهایتا او را به عذرخواهی واداشت. در روان‌شناسی ورزش، عملکرد فنی و مهارت‌های ارتباطی دو موضوع مرتبط، اما متمایزند. ورزشکاری که زیر فشار مسابقه تصمیم‌های درخشانی می‌گیرد، الزاماً در مواجهه با انتقاد، اختلاف قراردادی یا تعارض با مدیران هم بهترین تصمیم را نمی‌گیرد. تسلط در مهار توپ، پیش‌بینی حرکت مهاجم و مدیریت لحظات حساس بازی، به‌خودی‌خود تضمین نمی‌کند که فرد بتواند یک مناقشه بیرون از زمین را با کمترین هزینه مدیریت کند.


نه: وقتی شهرت، «وهم» قدرت می‌آورد

ستاره‌های بزرگ فوتبال فقط بازیکن نیستند؛ آن‌ها صاحب تریبون، هوادار و قدرت اثرگذاری بر افکار عمومی‌اند. گاهی همین جایگاه باعث می‌شود یک بازیکن تصور کند می‌تواند با یک جمله، مدیر را به پاسخ‌گویی وادار کند یا با یک موضع‌گیری، روایت عمومی ماجرا را به سود خود تغییر دهد. البته این احتمال درباره همه ستاره‌ها وجود دارد و مختص بیرانوند نیست. ضمن اینکه استفاده از شهرت برای مطالبه حقوق حرفه‌ای، فی‌نفسه نه غیراخلاقی است و نه نادرست. اگر بازیکنی واقعاً با تأخیر در پرداخت مطالبات مواجه باشد، حق دارد موضوع را پیگیری و حتی آن را علنی کند. اما تفاوت مهمی میان استفاده مؤثر از قدرت رسانه‌ای و گرفتارشدن در منطق تقابل وجود دارد. در حالت اول، هدف روشن است: حل مساله، گرفتن پاسخ یا ایجاد تغییر. در حالت دوم، خودِ رویارویی به مرکز ماجرا تبدیل می‌شود؛ نام‌ها و جملات جنجالی بیشتر از اصل مطالبه دیده می‌شوند و فرد ممکن است ناخواسته هزینه‌ای بپردازد که با دستاورد اعتراض تناسب ندارد. در ماجرای تراکتور هم باید دو مساله را از هم جدا کرد: یکی درستی یا نادرستی انتقاد بیرانوند درباره وضعیت پرداخت‌ها و دیگری شیوه بیان آن و پیامدهای حرفه‌ای‌اش. کنارگذاشته‌شدن او از تیم، به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کند که اعتراضش نادرست بوده است؛ همان‌طور که دلسوزانه‌بودن احتمالی نیت او هم لزوماً به این معنا نیست که شیوه اعتراض بهترین انتخاب بوده است.


ده: مدیریت ارتباطات، نقطه ضعف بسیاری از بازیکنان ایرانی است. شاید بزرگ‌ترین خطا این باشد که از بیرانوند بخواهیم برای محبوب‌ماندن سکوت کند، یا برعکس، هر واکنش تند او را نشانه شجاعت و صراحت بدانیم. هیچ‌کدام از این دو نگاه، معیار مناسبی برای ارزیابی یک ورزشکار حرفه‌ای نیست. بازیکن حق اعتراض دارد؛ باشگاه هم حق دارد درباره رفتار حرفه‌ای اعضای خود قواعد مشخصی داشته باشد.


آنچه اهمیت دارد، شفافیت قواعد، امکان رسیدگی منصفانه به اختلاف‌ها و توانایی طرفین برای جداکردن مطالبه واقعی از جنگ رسانه‌ای است. بیرانوند در فوتبال ایران به جایگاهی رسیده که کمتر دروازه‌بانی تجربه کرده است. حفظ این جایگاه فقط به واکنش‌های او در محوطه جریمه وابسته نیست. «دروازه‌بانی بزرگ» بودن یک چیز است و مدیریت پیامدهای شهرت، رابطه با هواداران و مواجهه با اختلاف‌های حرفه‌ای چیزی دیگر. شاید مساله بیرانوند این نباشد که چرا اعتراض می‌کند؛ مساله این باشد که چگونه اعتراض می‌کند و پس از آن چه می‌کند. ستاره بودن به فرد امکان می‌دهد صدایش بلندتر شنیده شود، اما او را از مسئولیت انتخاب کلمات و پذیرش پیامدهای تصمیم‌هایش معاف نمی‌کند. در نهایت، معیار بلوغ حرفه‌ای نه نداشتن اختلاف است و نه تسلیم‌شدن در برابر دیگران. معیار، توانایی دفاع از موضع خود بدون تبدیل هر اختلاف به بحرانی تازه است.


یادداشت از آرش راهبر/ پایگاه خبری فوتبالی

منبع: فوتبالی
نتایج زنده مشاهده جدیدترین اخبار