پایگاه خبری فوتبالی- در جدیدترین قسمت کتابفوتبال سراغ کتاب رهبری سرالکس فرگوسن رفتیم.
به گزارش فوتبالی، مطمئنا یکی از بزرگترین مربیان تاریخ فوتبال، سرالکس فرگوسن است. این مربی سالها در منچستریونایتد حضور داشت و با این تیم هر جامی که فکر کنید را به دست آورد. فرگوسن خواهان جذب کریستیانو رونالدو از اسپورتیپگ لیسبون شد و به این بازیکن میدان داد تا رونالدو تبدیل به یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال شود.
کتاب “رهبری” به قلم سرالکس فرگوسن و با کمک مایکل مورتیز نوشته شده است. فرگوسن در این کتاب در مورد سالها حضور در منچستریونایتد صحبت میکند و نحوه رهبری این تیم را به مخاطبان اطلاع میدهد. این کتاب، فقط درباره فوتبال نیست. درباره مدیریت در زندگی و کار است. کتاب رهبری، ماجرای زندگی مردی است که توانسته از دل سختیها، افتخار بیرون بکشد.
در ادامه بخشی از این کتاب را میخوانید:
“توازن کلید موفقیت هر تیم است. پیروزی با یازده دروازهبان یا افرادی که همه استعداد یکسانی دارند، غیرممکن است. بهنظرم همین مسئله در سازمانهای دیگر هم صادق است.
ما به ترکیب سنی تیم خود خیلی توجه داشتیم و برایمان مهم بود که چند بازیکن بالای سی سال، چند نفر در فاصلهی سنی بین بیستوسه تا سی و چند نفر در سنین بین بیست تا بیستوسه هستند. تیمی میخواستم که نه چندان مسن باشد، که سرعت بازیکنانش کم و زمان بهبود آسیبدیدگیها نیز طولانیشود و نه تیمی خیلی جوان که باعث شود ترکیب تیم زیاد بیتجربه و خودرأی بهنظر برسد.
در دورهی بازنشستگیام، در مورد وضعیت بازیکنان تیم منچستر چیزهای زیادی خواندهام. کسی نداند خیال میکند که من یازده جسد را جلوی در سازمان کفنودفن رها کرده و رفتهام. مضحک بود. در آغاز فصل ۲۰۱۳/۲۰۱۲، قصد بازنشستگی نداشتم و مثل همیشه هدفام این بود که تا جای ممکن برای آینده آماده و مجهز باشیم. در پایان فصل، متوسط سن بازیکنان زیر بیستشش سال بود، یعنی میانگین همان ردهی سنی بیستوپنج سال گذشته.
وقتی به منچستریونایتد آمدم، متوسط سن تیم خیلی بالاتر از میزان مورد نظر من بود. بنابراین سعی کردم ببینم میتوان وضعیت را بهتر کرد یا نه و تکتک جزئیات کار را تحلیل کردم: آمادگیهای پیش از فصل، تمرینات، شروع فصل و دلیل شکستهای قبلی. بین سالهای ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۱، فکر میکردم که زمان دشمن ماست و به مدیرعامل، مارتین ادواردز، گفتم که بد نیست همهچیز را به حراج بگذاریم و هر پیشنهادی را در این حراج بپذیریم.”
