پایگاه خبری فوتبالی - فدریکو والورده در روایتی صمیمانه از کودکی خود در اروگوئه، از تلاشهای طاقتفرسای پدر و مادرش برای تأمین زندگی خانواده گفت و مادرش را قهرمان واقعی زندگی خود توصیف کرد.
به گزارش فوتبالی، پشت مسیر فدریکو والورده از محلهای ساده در مونتهویدئو تا تبدیل شدن به یکی از ستارههای رئال مادرید، سالها تلاش و فداکاری خانوادهای قرار دارد که هافبک اروگوئهای هنوز با جزئیات از آنها یاد میکند. والورده در یادداشتی شخصی که پیشتر در «The Players' Tribune» منتشر کرده بود، درباره شرایط دوران کودکیاش نوشت:
«در اروگوئه همهچیز کمی متفاوت است. مبارزه در خون ماست. دوست ندارم بگویم خانواده فقیری بودیم؛ ترجیح میدهم بگویم پدر و مادرم آدمهای بسیار سختکوشی بودند.»
پدر والورده به عنوان نگهبان امنیتی در یک کازینو کار میکرد و مادرش علاوه بر کار در یک فروشگاه لباس، برای تأمین مخارج خانواده در بازارهای خیابانی لباس و اسباببازی میفروخت. ستاره رئال مادرید هنوز تصویر مادرش را در حالی به یاد دارد که گاری بزرگی مملو از جعبهها را در خیابانهای مونتهویدئو جابهجا میکرد. والورده در توصیف آن صحنه گفت:
«هنوز صدای چرخهای آن گاری را به خاطر دارم. آنقدر بزرگ و سنگین بود که انگار فقط هالک میتوانست حرکتش بدهد، اما مادرم به تنهایی آن را هل میداد. او یک جنگجوی واقعی بود.»
گرما، سرما یا باران تفاوتی ایجاد نمیکرد. مادر والورده باید کالاهای خود را به بازار میرساند و ساعتها کار میکرد. فده نیز گاهی همراه او میرفت و روی یکی از جعبهها مینشست و عبور خودروها را تماشا میکرد؛ بیآنکه در آن سن متوجه شود مادرش برای تأمین زندگی خانواده چه فشاری را تحمل میکند. سختی کار حتی با پایان بازار تمام نمیشد. مادرش باید لباسها را دوباره تا میکرد، اجناس را داخل جعبهها قرار میداد و همان گاری سنگین را تا خانه برمیگرداند؛ سپس نوبت پختن شام و انجام کارهای خانه میرسید. والورده بعدها درباره او نوشت:
«مادرم قهرمان من است.»
برنامه روزانه والدین او نیز نشان میدهد خانواده والورده تا چه اندازه برای ساختن آینده فرزندشان تلاش میکردند. مادرش از ساعت هشت صبح تا هفت عصر کار میکرد و پدرش تقریباً از هشت شب تا شش صبح سر کار بود. در نتیجه، خانواده در بسیاری از روزها تنها حدود یک ساعت فرصت داشتند کنار یکدیگر بنشینند و غذا بخورند. ستاره اروگوئهای بعدها اعتراف کرد بسیاری از فداکاریهای والدینش را تنها پس از بزرگ شدن درک کرده است. او حتی به یاد میآورد مادرش گاهی از خواستههای خودش میگذشت تا چیزهای کوچکی را که فده دوست داشت برایش فراهم کند؛ چیزهایی که برای یک کودک عادی به نظر میرسیدند، اما پشت آنها ساعتها کار و ازخودگذشتگی وجود داشت.
والورده بارها ریشه روحیه جنگنده خود را به همان دوران کودکی در اروگوئه نسبت داده است. مسیری که از همراهی مادرش در بازارهای خیابانی آغاز شد، سالها بعد او را به سانتیاگو برنابئو رساند؛ اما برای هافبک رئال مادرید، قهرمان اصلی این داستان همچنان همان زنی است که در گرما و باران، گاری سنگینش را به سمت بازار هل میداد.
