پایگاه خبری فوتبالی- شاید جنجالیترین پرونده قضایی در سالهای اخیر مربوط به پرونده شکایت خانم ملیکا پارسادوست از پژمان جمشیدی به اتهام تجاوز بود. پروندهای که سر و صدای زیادی را ایجاد کرد و جامعه ایران را در بهت و حیرت فرو برد.
به گزارش فوتبالی، در این مدت خود پژمان هیچ مصاحبهای نکرد و وکلایش هم سعی کردند از جزییات پرونده اطلاعاتی ندهند تا به این ترتیب ماجرا در سکوت خبری و طبق روال قانونی جلو برود. هر چند که شاکیه چند بار مصاحبه و ادعاهای تازهای را طرح کرد.
مدتی پیش رای این پرونده صادر و جمشیدی از اتهام تجاوز به عنف تبرئه شد. اما حکم 90 ضربه شلاق تعزیری برای او تعیین شده که در نوبت اجرا قرار دارد. بعد از صدور رای اما خانم پارسادوست مصاحبه تازهای انجام داد و ادعاهای تازهای طرح کرد.
بعد از این اتفاق بود که فوتبالی با علی محمدزاده یکی از وکلای پژمان تماس گرفت تا با او درباره این اتفاق گفتوگو کند. در نهایت محمدزاده روز گذشته و از طریق تماس تصویری روبروی دوربین برنامه «پشت خط» فوتبالی قرار گرفت و جزییاتی ناگفته از این ماجرا را بیان کرد.
محمدزاده گفت: «مصاحبه شاکیه پرونده بعد از صدور رای انجام شد. من کلا دو بار مصاحبه کردم که یک بار قبلتر بود. روند پرونده را توضیح دادم و همان جا پیش بینی کردم که رای نهایی چه میتواند باشد. این به واسطه رشته تحصیلی، علم و تجربیات ما بود. به هر حال رای صادر و موکل من از اتهام تجاوز تبرئه شد و حتی از اتهام تجاوز و رابطه عادی هم تبرئه شد و دادگاه اعلام کرد که هیچ رابطه جنسی صورت نگرفته است.»
محمدزاده در ادامه گفت: « رای قطعی پرونده صادر شده و حالا دیگر راحتتر میشود صحبت کرد. ما وکلا به واسطه الزامات قانونی و رویهای که حاکم است معمولا از این که بخواهیم به جزییات پرونده بپردازیم پرهیز میکنیم یا این که بخواهیم حقایق به فضای جامعه منتقل کنیم. من تازگی حرفهای جدید خانم پارسادوست را خواندم و خیلی متاثر شدم. الان هم به این دلیل با شما مصاحبه میکنم که از آن مصاحبه ناراحت هستم. به هر حال حق مردم است که چیزهایی را که نمیدانند بدانند. ما همین الان پروندههای متعددی داریم. بعضی پروندهها در سکوت خبری مطلق پیش میروند. ولی به نظر میرسد ایشان میخواهند خودشان را مطرح کنند. ایشان مسائل و عناوینی را مطرح میکنند که اینها فضائل و اخلاقیات جامعه را نشانه میگیرد.»
وکیل پژمان درباره دلیل این که تصمیم به انجام این مصاحبه گرفت گفت: «ما باید به شعور مخاطبان احترام بگذاریم. من در این پرونده به تجربهای جدید رسیدم. این که علیرغم همه حاشیهها قضاوت مردم عموما خیلی قضاوت درستی بود. علیرغم این که کمتر کسی از واقعیتها اطلاع داشت. اما به نظر میرسد با این مصاحبهها هدف فقط آقای جمشیدی یا یک فرد خاص نیست. بلکه از بین بردن اخلاق در جامعه است.»
خانم پارسادوست در مصاحبه اخیرش گفته بود: من آن شب با کمک پلیس و همسایهها از خانه خارج شدم. اما شرایط روحی و جسمی خوبی نداشتم. به محض این که توانستم از آن خانه فرار کنم با پلیس تماس گرفتم و هیات مدیره ساختمان با کمک همسرشان به پزشکی قانونی رفتم. پلیس هم پشت سر میآمد. آن هم به این دلیل که نفر سومی که در صحنه تجاوز در خانه بود میخواست من را به خانه برگرداند. در مسیر من مدام بیهوش میشدم و به هوش میآمدم. نمیخواهم وارد جزییات شوم. چیز خیلی مهمی که وجود دارد این است که وقتی من داشتم به پزشکی قانونی میرفتم به ما گفتند که باید نامه قاضی کشیک داشته باشید تا ما بتوانیم از شما نمونه برداری کنیم. من در ان شرایط فقط دلم میخواست دوش بگیرم اما نمیتوانستم. به چند کلانتری مختلف رفتیم اما قاضی کشیک حضور نداشت. چون سر ظهر بود. به هیچ نتیجهای نرسیدیم و من به پزشکی قانونی برگشتم. خواهش کردم...التماس کردم و افرادی که آنجا بودند به وضع موجود اعتراض کردند و پشت من درآمدند تا بالاخره از من نمونه گرفتند.»
محمدزاده در پاسخ به این ادعای شاکیه گفت: «من برای اولین بار حقایقی از پرونده را خدمت شما میگویم. ولی بسیار محدود و جزیی. چون اگر بخواهم به آنچه که هست بپردازم فکر میکنم این خانم دیگر نتواند جایی مصاحبه کند. ایشان قبلتر با روزنامه هفت صبح مصاحبهای کرده و گفته بودند که من را دزدیده بودند و دست و پایم را بسته بودند. مصاحبه جدیدش را هم دیدم و خیلی ناراحتم که خانم علیدوستی داشت با ایشان مصاحبه میکرد. بخشی از اظهارات خانم پارسادوست که خیلی جالب و خندهدار بود این بود که گفتند که من توانستم از آن خانه فرار کنم و جیغ میزدم. به حکمی که صادر شده احساس بی عدالتی دارم. گفتند که از همه جا به ایشان فشار میآمده و از «بزهدیده» که خودشان باشند بازجوییهای مکرر صورت گرفته و به نوعی تجاوزهای مکرر روحی به ایشان شده.»
شاکیه در بخش دیگری از مصاحبهاش از پیشنهاد دریافت حق السکوت هم گفته بود: «من وقتی میخواستم شکایت کنم یادم میآید که جیغ میزدم و میگفتم نمیخواهم این بلا سر فرد دیگری بیاید. نسبت به حکمی که داده شده احساس بی عدالتی دارم. اگر مجازاتهای بهتری وجود داشت شاید این آدم به خودش اجازه نمیداد بیاید و کنار خانهای که من در آن زندگی میکنم خانه بگیرد! احساس میکنم که بدهکار هم شدهام. من هنوز دارم با آن مشکلات دست و پنجه میکنم، تراپی میکنم... احساس میکنم بدهکار هم شدهام. هم به کسانی که در فضای مجازی به من حمله میکنند. هم به هنرمندانی که من را نمیشناختند اما از او حمایت کردند و میگفتند به هیچ عنوان امکان ندارد که این آدم چنین کاری کرده باشد. همه فکر میکنند من اخاذی کردهام. با این که من پیشنهادهای مالی را رد کردهام. من در حضور 3 قاضی و 3 وکیل باید از جزییاتی حرف میزدم که هر یک کلمهاش مرا نابود میکرد. من باید برای روشن شدن ماجرا توضیح میدادم اما به جز مادرم به هیچ کس توضیح نداده بودم. هنوز هم مادرم از بعضی جزییات ماجرا بی خبر است. هیچ کس نمیدانست اما من مجبور بودم جلوی آن همه مردم از خصوصیترین جزییات ماجرا حرف میزدم. وکیل هم نداشتم چون نمیتوانستم به هیچ وکیلی اعتماد کنم.»
محمدزاده درباره این که شاکیه مدعی شده که پیشنهاد دریافت حقالسکوت را رد کرده است گفت: «ایشان گفتند که 3 قاضی مرد و 3 وکیل مرد بودند و وکلا یکی از آنها خود من بودم به مساله به صورت شخصی نگاه میکردند و سوالات وحشتناکی از من پرسیده میشد که به شدت خصوصی بود. گفتند که وکیل نداشتند و مادرشان هم اجازه ورود به دادگاه را نداشت. قانون صفر و صد است. اینکه گفتند من را با اسکورت پلیس به پزشکی قانونی بردند و پزشکی قانونی از من نمونه برداری نمیکند و به زور و پشتیبانی مردم از من نمونه برداری کردند. من اینها را میگویم که مردم بدانند چه ظلمی در اثتای این پرونده به آقای جمشیدی شده است. آقای جمشیدی حتی یک بار مصاحبه نکردند و از خودشان دفاع نکردند. باور کنید این مساله برایشان اهمیت چندانی نداشت. چون خودشان میدانستند که کاری نکردهاند. حتی شاید از من به خاطر حرفهایی که میزنم ناراحت شوند.»
یکی از ادعاهای مهم شاکیه این بود که گفته بود نفر سومی هم در خانه بود که میخواست مرا به خانه برگرداند.
محمدزاده در این باره گفت: «ایشان این مساله را به دو شکل مطرح کردهاند. یک بار گفتند که بعد از من آمده بود و یک بار گفتند که از دو روز قبل در خانه بودند. چیزهایی که میخواهم بگویم باید مستند باشد. این خانم در دادگاه به صراحت اعلام کردند که 3 بار به تنهایی به خانه آقای جمشیدی مراجعه کرده بودند که هر سه بار (با ذکر تاریخ) ساعت بین دو تا چهار صبح بوده است. سوالی که پیش میآید این است که چرا یک خانم 3 بار به تنهایی به خانه کسی برود که هیچ ارتباط با او نداشته و به قصد بازیگر شدن به آنجا میرفته؟ مساله دوم این است که ایشان هرگز یک اظهار را دو مرتبه پشت سر انجام نداده است. یعنی کاملا متناقض صحبت کردند. مطلب بعدی این است که ایشان گفتند مادر من را راه نمیدادند. قانون میگوید در دادگاهها فقط اشخاص پرونده و وکلای قانونی آنها میتوانند حضور داشته باشند. اما امکان نداشت من این خانم را بدون مادرش ببینم. یعنی هرگز نشد که مادرشان در دادگاه نباشد. حتی در روزهایی که پرونده نداشتیم هم این دو نفر در دادگاه بودند. منِ وکیل وقتی به دادگستری میروم باید گوشی خودم را تحویل بدهم. اما در کمال تعجب ایشان همیشه گوشی همراهش بود! پس این هم یک دروغ دیگر است.»
خانم پارسادوست در بخش دیگری از مصاحبهاش وکلای جمشیدی را متهم کرده بود که به این ماجرا به صورت شخصی نگاه میکنند.
اما محمدزاده این موضوع را رد کرد و گفت: «ایشان گفتهاند که وکلای آقای جمشیدی به موضوع شخصی نگاه میکنند. ما 3 بار استشهادیه درست کردیم و دادیم پرسنل آنجا هم امضا کردند. منِ وکیل و همکارانم در صحن دادگاه توسط ایشان و مادرشان مورد فحاشی قرار میگرفتیم. ایشان همان ابتدا گفتند که شماره تلفن تمام خوانندهها و بازیگرها را دارند. آیا شما که خبرنگار هستید شماره همه مسئولان را در گوشیتان دارید؟ این ممکن نیست مگر با نیت و هدف خاصی! ایشان پروندههای دیگری هم علیه موکل من مطرح کرد. یک چیز جالبی مطرح کردند و گفتند که رفتند پزشکی قانونی اما به ایشان رسیدگی نکردند. ایشان به اظهار خودشان ساعت ده و نیم از خانه آقای جمشیدی خارج شدهاند و فرار کردهاند. ایشان گوشی و سیگارشان را جا میگذارند. اما برمیگردند و گوشی و سیگارشان را برمیدارند! در مقابل درب ورودی ساختمان وقتی از ایشان بازجویی میشود میگویند این خانم انقدر ریلکس آمد و رفت که من هیچ ناراحتی در ایشان ندیدم. چه برسد به جیغ زدن!»
محمدزاده در این بخش از حرفهایش ماجرای حضور همسایهها و پلیس در محل را هم رد کرد و گفت: «خبری از همسایهها و پلیس و اینها نبوده. حتی لابیمن میگوید که این خانم با حالتی بسیار عصبانی به خانم آقای جمشیدی رفت. جالبتر این که دو بار قبلی که ایشان در خانه اقای جمشیدی بودند آقای جمشیدی به سر صحنه فیلمبرداری رفته بودند و ایشان یک ساعت در خانه ماندهاند و بعد از منزل خارج شدهاند. یک بار برای آقای جمشیدی غذا درست میکند و غذا گرم میکند که اینها نشانه صمیمیت رابطه است نه زور و اجبار. در نهایت یکی از اعضای هیات مدیره ساختمان که متاسفانه با آقای جمشیدی عداوتی هم داشتند این خانم را شارژ میکنند و با هم به پزشکی قانونی و کلانتری مراجعه میگیرند و نامه میگیرند.»
وکیل پژمان اعلام کرد که طبق گزارش پزشکی هیچ مدرکی در مورد تجاوز وجود ندارد: «این خانم عنوان کرده است که من ساعت ده و نیم از خانه آقای جمشیدی خارج شدم. ایشان به فاصله یک ساعت و نیم شکایت توقیف غیر قانونی و آدمربایی از طریق اغفال و فریب را ثبت میکنند. از این طریق گواهی میگیرد و مراجعه میکند به پزشکی قانونی. گفتند که با اعتراض مردم پزشکی قانونی از ایشان نمونه برداری کرده است. به دستور قضایی از ایشان نمونه برداری میکنند. آن هم نه به صورت معمولی بلکه به صورت سطحی، میانی و عمقی از تمام نواحی بدن. حتی لباسها. ساعت یک و نیم ظهر پزشکی قانونی نظریهاش را اعلام میکند. پزشکی قانونی اعلام میکند که چیزی کشف نشده است. جالبتر این که کوچکترین آثار ضرب و جرح یا کبودی هم دیده نشده. چیزهایی هم در گزارش آمده که حاکی از اعمال سابق ایشان دارد و من چیزی در این باره نمیگویم.»
اما محمدزاده درباره سکوت پژمان جمشیدی در این مدت هم توضیح داد: «آقای جمشیدی بسیار متانت به خرج میدهد. بسیار خونسرد و بی تفاوت است. علیرغم لطمهای که به ایشان وارد شد و به نظر من جبران ناپذیر است.»