پایگاه خبری فوتبالی- علیرضا جهانبخش درباره نقش بازیکنان در ماجرای برکناری دراگان اسکوچیچ از سرمربیگری تیم ملی ایران توضیح داد.
به گزارش فوتبالی، تیم ملی ایران با هدایت دراگان اسکوچیچ توانست به جام جهانی 2022 صعود کند. اما با تغییراتی که در آن دوره برای فدراسیون فوتبال افتاد و فدراسیون دچار تغییرات مدیریتی شد در نهایت حدود 3 مانده به جام جهانی اسکوچیچ برکنار شد و کارلوس کیروش جای او را گرفت.
این اتفاق باعث ناراحتی و دلخوری شدید اسکوچیچ از فدراسیون فوتبال شد. اما مربی کروات از برخی بازیکنان قدیمی و بزرگتر تیم ملی هم ناراحت بود. چرا که تصور میکرد آنها زمینه را برای برکناریاش فراهم کردهاند.
اسکوچیچ بعدها چند بار در مصاحبههایش صراحتا به این موضوع اشاره کرد و حتی از بازیکنانی مثل علیرضا جهانبخش و مهدی طارمی به عنوان کسانی که در این ماجرا تاثیر داشتند نام برد.
علیرضا جهانبخش شب گذشته مهمان برنامه جام 26 از شبکه سه بود و درباره مسائل مختلف تیم ملی صحبت کرد. اما در بخشی از حرفهایش هم درباره ماجرای برکناری اسکوچیچ توضیح داد و نقش بازیکنان را در برکناری اسکوچیچ رد کرد. مشروح کامل حرفهای جهانبخش را در این باره بخوانید.
حرفهایی که در این چند سال زدند واقعیت نداشت
در سالهای اخیر خیلی در این باره حرف زده شده اما 90 درصد این حرفها دور از واقعیت بود. زمانی که آقای اسکوچیچ سرمربی تیم ملی شدند از همان اول نسبت به بعضیها گارد داشتند. حالا یا برایشان این طور تعریف کرده بودند یا خودشان میخواستند میخشان را محکم بکوبند.
اسکوچیچ از همان اول نسبت به بعضیها گارد داشت
این موضع درباره چند بازیکن قدیمی تیم وجود داشت. وقتی ایشان سرمربی تیم میشدند این نگاه وجود داشت که بعد از سالهایی که با کارلوس کیروش داشتیم حالا که تیم به ایشان رسیده انتظارات خیلی بالاست. آن روزها با ویلموتس دو بازی مهم را بد باخته بودیم و باید بقیه بازیها را میبردیم تا به مرحله بعد صعود کنیم. ایشان وقتی آمدند این گارد را داشتند. اما هر چه گذشت و با نتایج خوبی که گرفتیم گارد ایشان خیلی کمتر شد. چون دیدند که برای بچهها فرقی نمیکند و فقط صعود به جام جهانی برایشان اهمیت دارد. در این مدت بیشتر درباره من و مهدی طارمی صبحت شد اما در آن مسابقات من و طارمی آقای گل شدیم و امتیازات مهمی را برای تیم کسب کردیم.
آمدن کیروش شعار انتخاباتی تاج بود
رسیدیم به زمانی که رییس فدراسیون وقت عزل شد. حالا باید یک رییس جدید میآمد یا یک سرپرست موقت. ایشان به برنامه آقای فردوسی پور رفت و گفت که ما از ایشان خواسته بودیم که کریم انصاریفرد را به تیم ملی دعوت کند اما ایشان این کار را نکرد. به همین دلیل من و مهدی باعث شدیم که ایشان دیگر در تیم ملی نباشد. در صورتی که وقتی آقای تاج رییس فدراسیون شدند شعار ایشان برای پیروزی در انتخابات این بود که میخواهند کارلوس کیروش را سرمربی تیم ملی کنند. چون میدانستند که ایشان طرفدار دارد.
فقط یک عضو کمیته فنی موافق ماندن اسکوچیچ بود
اولین چیزی که اتفاق افتاد تصمیم خود آقای تاج بود. دومین چیزی که دربارهاش هم اصلا صحبت نشد (چون برای برخی افراد منافع نداشت!) این بود که در آن دوره برای این که بتوانند یک تصمیم درست بگیرند یک کمیته فنی تشکیل دادند. از مجموعه 8 یا 9 نفرهای که در این کمیته فنی بودند یک نفر رای داد که آقای اسکوچیچ بماند و یک نفر رای ممتنع داد. بقیه نظرشان این بود که آقای اسکوچیچ سرمربی تیم ملی نباشد. آقای تاج آمدند و باید به قولی که داده بودند عمل میکردند. جالب این بود که برخی از کسانی که خودشان هم به رفتن آقای اسکوچیچ رای داده بودند چند بار گفتند که بازیکنان گفتند که ایشان باید برود! جایگاه من اجازه نمیدهد از این افراد اسم ببرم. این واقعیتی بود که هرگز گرفته نشد.
وزیر ورزش در قطر با بازیکنان جلسه گذاشت
بعد رسیدیم به اردوی قطر. در این اردو تشنج یک مقدار زیاد بود. چون آقای اسکوچیچ حس کرده بود که نمیخواهند ایشان در جام جهانی باشند. آقای وزیر (حمیدرضا سجادی) به اردو آمدند و فکر میکنم ده تا از بچهها را صدا کردند. امید ابراهیمی، احسان حاج صفی، من، سردار آزمون، علیرضا بیرانوند، مهدی طارمی، سعید عزتاللهی... همه به جلسه رفتیم. از مجموعه پرسیدند مشکلات تیم چیست. گفتند که این حرفها همین جا میماند و بچهها هم بیپرده با ایشان حرف زدند. بچهها واقعیتها را گفتند. مثبتها و منفیها را. فراز و نشیبها را. بالا و پایینها. اتفاقاتی که در اردو افتاده است و جامعه درباره آنها چیزی نمیداند. در نهایت هم برای این که فشار را از روی خودشان بردارند، انداختند روی بچهها و از من و مهدی بیشتر اسم بردند. من خودم که حتما ولی برای مهدی هم همین طور است. ما از لحظه به لحظه حضور در تیم ملی لذت میبریم. برای تیم ملی تلاش میکنیم. من به شخصه خودم را در جایگاهی نمیبینم که درباره سرمربی تیم ملی تصمیم بگیرم.
درباره انصاریفرد به اسکوچیچ فقط پیشنهاد دادیم
درباره ماجرای کریم انصاریفرد هم بگویم. ما در اردوی مشهد برای کریم تولد گرفتیم. علیرضا بیرانوند و حسین کنعانی سر کریم را روی کیک فشار دادند. یک نکه فلز در کیک وجود داشت که به چشم کریم فرو رفت و نزدیک بود او را کور کند! بعد از این اردو کریم رفت و سال آخر قراردادش با تیم باشگاهیاش هم بود. ما اردوی عید را هم در حالی گذراندیم که همه نگران کریم بودیم. اگر اشتباه نکنم اردیبهشت یا خرداد اردو داشتیم. من با آقای اسکوچیچ تماس گرفتم و گفتم این اتفاق در تیم ملی برای کریم افتاده است و ما دینی نسبت به او داریم. بعد از آن مصدومیت کریم نتوانسته حتی یک بازی انجام بدهد. الان هم بازیکن آزاد است. برای این که باشگاهها بدانند کریم مشکلی ندارد من از شما خواهش کریم را برای این اردو دعوت کنید. ایشان مخالف بود. گفت مگر من کردم؟ درست که در اردوی تیم ملی این اتفاق افتاده ولی من مقصر نیستم. الان اعتقادم این است که کریم نباید در اردو باشد. همزمان که من صحبت میکردم مهدی را روی خط آوردم که شاید بتوانیم ایشان را متقاعد کنیم. اما ایشان این اعتقاد را نداشت. خدا شاهد است من قطع کردم و به کریم زنگ زدم. گفتم کریم جان من عذر میخواهم. تو مثل برادر من هستی. ولی شرایط فراهم نیست. سرمربی تیم میگوید نه! آقای اسکوچیچ اما تصور میکند اتفاقاتی که افتاده به همان تماس برمیگردد. در صورتی که اتفاقات زیادی هم افتاده بود که من با ایشان صحبت میکردم. چون رابطهام با ایشان آن اواخر خیلی خوب بودم و خیلی راجع به مسائل تیم صحبت میکردم. خیلی مواقع ایشان موافق نبود و ماجرا همان جا تمام میشد.