پایگاه خبری فوتبالی- تقریبا همه بازیکنانی که در فصول اخیر لقب شاه ماهیِ نقل و انتقالات به آنها داده شد ناکامی بزرگی را تجربه کردند.
به گزارش فوتبالی، یکی از مهمترین و جذابترین بخشهای رقابتهای فوتبال باشگاهی در سرتاسر دنیا بخش نقل و انتقالات است که همه ساله توجهات زیادی را به خودش جلب میکند. در پنجرههای تابستانی و زمستانی بازیکنان و مربیان زیادی جابجا میشوند و این اتفاق علاوه بر تغییر چهره تیمها، تغییرات زیادی هم در بحث اقتصاد فوتبال ایجاد میکند.
در فوتبال ایران هم وضعیت به همین شکل است. برخی بازیکنان با درخشش در تیمهای خودشان مورد توجه تیمهای دیگر قرار میگیرند و پیشنهادات زیادی دریافت میکنند. همین مساله باعث افزایش قیمت آنها میشود. حالا اگر این بازیکنان کیفیت قابل قبولی هم داشته باشند توسط رسانهها و هواداران القاب خاصی هم میگیرند. مثل شاهماهی!
وقتی یک بازیکن چنین لقبی را دریافت میکند طبیعتا توقع میرود کیفیت خاص و متفاوتی داشته باشد. به هر حال هر کلمه و اصطلاحی وزن خودش را دارد و انتظار میرود یک بازیکنِ شاهماهی عملکردی متناسب با لقبش داشته باشد. اما در سالهای اخیر اتفاق عجیبی افتاده است و تقریبا همه بازیکنانی که در نقل و انتقالات فوتبال ایران لقب شاهماهی گرفتهاند نه تنها انتظارات را برآورده نکردهاند بلکه به معنای واقعی کلمه سقوط را تجربه کردهاند.
امین قاسمی نژاد؛ یک نمونه منحصر به فرد
مهاجم بابلی در این پرونده یک مورد منحصر به فرد است. چرا که در 35 سالگی به دریافت لقب شاهماهی مفتخر شد! قاسمی نژاد در زمستان 1399 تا آستانه پیوستن به استقلال پیش رفت اما باشگاه پدیده در آخرین لحظات مانع این انتقال شد. قاسمی نژاد 6 ماه بعد یعنی در شهریور 1400 بالاخره استقلالی شد. این اتفاق در حالی افتاد که باشگاه پرسپولیس هم به شدت دنبال جذب این بازیکن بود و قاسمی نژاد چند ساعت قبل از این که با استقلال به توافق برسد شبانه به باشگاه پرسپولیس رفت تا با این تیم هم مذاکره کند. او بالاخره به استقلال پیوست اما بر خلاف هیاهوی زیادی که بر سر انتقال او به استقلال ایجاد شد در این تیم اصلا موفق نبود و در 12 بازی فقط یک گل زد. خیلی زود هم از این تیم جدا شد.
سعید صادقی؛ حتی سایه خودش هم نبود
ستاره غیر منتظره لیگ بیست و یکم کسی نبود جز سعید صادقی. او در پایان فصل با 14 پاس گل بهترین پاسور فصل شد و ناگهان مورد توجه باشگاههای مطرح لیگ برتری قرار گرفت. پرسپولیس و استقلال رقابت بزرگی را برای جذب او آغاز کردند. اما صادقی در نهایت با رقمی قابل توجه به پرسپولیس پیوست. صادقی البته در پرسپولیس نتوانست انتظارات را برآورده کند و به همین دلیل بارها و بارها هواداران تیمهای رقیب به او با همین لقب شاهماهی طعنه زدند. او در نهایت بعد از 3 فصل معمولی در پرسپولیس به فولاد خوزستان رفت اما حالا در فولاد هم وضعیت خوبی ندارد.
یاسین سلمانی؛ ناامید کنندهتر از همه
سلمانی دو فصل پیش و در شرایطی که با باشگاه سپاهان به مشکل خورده بود چند پیشنهاد داخلی و خارجی دریافت کرد. اولویت او در ابتدا پیشنهادهای خارجی بود اما بعد از این که نتوانست لژیونر شود به گفته خودش به خاطر علاقهای که به پرسپولیس داشت به این تیم پیوست. سلمانی در پرسپولیس شروع بدی نداشت اما پارگی رباط صلیبی همه چیز را به هم ریخت. او فصل را از دست داد و امیدوار بود در فصل دوم همه چیز را عوض کند اما نه تنها در فصل بلکه در فصل سوم هم اوضاع برای او بدتر شد. مربیان پرتعدادی که در این مدت به پرسپولیس آمدند و رفتند هیچ کدام به سلمانی اعتماد نکردند. بالاخره دیروز پیمان حدادی مدیر عامل پرسپولیس تایید کرد که سلمانی از این تیم جدا شده و در حال حاضر در تمرینات مس رفسنجان حضور دارد. یعنی تیم آخر جدول ردهبندی. البته سلمانی آنجا هم مصدوم شده است!
جواد آقاییپور؛ سوتفاهم بود؟
مهاجم گیلانی دو فصل پیش و با گلزنی با پیراهن استقلال خوزستان در مقابل پرسپولیس چهره شد. در پایان همان فصل مورد توجه استقلال، پرسپولیس و سپاهان قرار گرفت. این تعدد پیشنهادات باعث افزایش قیمت سرسام آور این بازیکن شد. اما ناگهان خبر رسید این بازیکن یک پیشنهاد خوب از لیگ روسیه دارد و در حال سفر به این کشور است. ظاهرا آقاییپور تا پای پرواز هم رفت اما سفر به روسیه منتفی شد. شاید هم اصلا پیشنهاد روسی در کار نبود. چون بلافاصله بعد از اعلام کنسل شدن سفر روسیه خبر رسید او با قراردادی گرانقیمت به سپاهان پیوسته است. آقاییپور اما بعد از آن همه جنجال در یک فصل و نیم حضورش در سپاهان فقط توانست 3 گل بزند. حالا هم خبر رسیده است که به تیم رده سیزدهمی لیگ برتر یعنی آلومینیوم اراک پیوسته است! احتمالا او میخواهد در آلومینیوم احیا شود و دوباره در پایان فصل به یک تیم بزرگتر برود.
عارف آقاسی؛ سلطان قهرهای نامنظم!
آخرین نفر در این لیست، روی همه شاهماهیها را سفید کرده است. آقاسی که در تابستان با همه تیمهای مدعی لیگ برتری مذاکره کرده بود و هر هفته خبر انتقالش به یکی از این تیمها قطعی میشد در نهایت با یک رقم بسیار سنگین به استقلال پیوست. اما نمایشهای او در استقلال به قدری ضعیف بود که کسی باور نمیکرد این همان عارف تراکتور است. کار به جایی رسید که کادر فنی استقلال رسما اعلام کرد به این بازیکن نیاز ندارد. او یک بار در اوایل فصل از استقلال و هوادارانش خداحافظی کرد و رفت اما بعد از مدتی به تیم برگشت. کمی بعد ساپینتو که کارد به استخوانش رسیده بود گفت هر وقت میخواهد از آقاسی بازی بگیرد این بازیکن اعلام میکند مصدوم است و درد دارد و نمیتواند بازی کند. سرمربی پرتغالی برای بار دوم در یک نیم فصل عارف را کنار گذاشت. او در چند بازی آخر استقلال در لیست این تیم جایی نداشت اما ظاهرا به دلیل بسته بودن پنجره زمستانی استقلال در این تیم ماند. با این حال مشخص است که «نخواستن دوطرفه» بین استقلال و او وجود دارد.
